امنیت جانی اعضاء سابق و فعلی گروه مهر ایران و سازمان سی جی ای
فورا به مقامات سازمان ملل و ایالات متحده
امنیت جانی اعضاء سابق و فعلی گروه مهر ایران و سازمان سی جی ای
بیست و سوم ژوئن دوهزارویازده میلادی
حسین مختار زیبائی
ترجمه شده از متن اصلی انگلیسی که به تمامی مقامات ایالات متحده شامل مجلس نماینده گان، سنا، کاخ سفید وزارت دفاع، کمیته روابط خارجی ایالات متحده، کمیته امنیت ملی سنای ایالات متحده، اداره امنیت ملی، اداره امنیت داخلی، اف بی آی، سی آی ای، سازمان عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و تمامی ارگانهای مربوطه سازمان ملل متحد، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمیته ضد شکنجه سازمان ملل متحد، طلیب سرخ جهانی، دادگاه جرائم بین امللی، سازمانهای دفاع از حقوق بشر آمریکائی و جهانی، ملل ایرانی، جهان اسلام، آمریکائیان، وسائل ارتباط جمعی جهانی و در نهایت به گروه مهر ایران و سازمان سی جی ای ارسال گردیده است
اگر چه متن گزارش اصلی در شانزدهم می دوهزارویازده میلادی به دفتر دبیر کل سازمان ملل ارسال گردیده با متن حاضر متفاوت میباشد، اما این متن نیز به دفتر دبیر کل سازمان ملل متحد ارسال خواهد گردید. محتوی متن اصلی گزارش، عمومی نخواهد شد
این توضیح لازم استکه انقلابیون ایرانی وابسته به هیچیک از سازمانهای سیاسی، نظا می، اقتصادی، حقوق بشری، اجتماعی نبوده و بطور مستقل از منافع انقلاب مستقل مردم ایران در سرنگونی رژیم ایران تبعیت میکنند
سی جی ای چیست
بطور خلاصه سی جی ای مخفف سنتر فور جاستیس اند اکانتیبیلیتی و یا در فارسی مرکز عدالت و پاسخگویی بین المللی حقوق بشر، سازمان دفاع از حقوق اختصاص داده شده به پیشگیری شکنجه و سایر موارد نقض حقوق بشر در سراسر جهان و پیشبرد حقوق بشر و حمایت از بازماندگان به دنبال حقیقت، عدالت و جبران است. استفاده از دعوی قضایی برای نگهداری مجرمان مسئول نقض حقوق بشر، توسعه قانون حقوق بشر و پیشبرد حکومت قانون در کشورهای در حال گذار از دوره سوء استفاده
http://cja.org/article.php?list=type&type=86
من چطور سی جی ای را میشناسم
آشنائی من با سی جی ای از ماه می دوهزارودو میلادی از طریق روابطم با یکی از سازمانهای دولتی مرتبط با وزارت خارجه ایالات متحده صورت گرفت.
مهر ایران چیست
میژن فور استابلیشمنت آو هیومن رایتس این ایران و یا در فارسی تلاش برای نهادینه شدن حقوق بشر در ایران یک سازمان مستقل میباشد که بدون وابستگی سازمانی و یا سیاسی به تلاش در نهادینه کردن حقوق بشر در ایران مشغول است اعضاء این سازمان خود را ملزم میدانند که بدور از وابستگیهای ایدولوژیک و یا سیاسی به کار در این سازمان در راستای حقوق بشر بپردازند
من چگونه با مهر ایران آشنا شدم
در اول سپتامبر دوهزارودو میلادی که برای اولین باردر تاریخ، مهر ایران یک کنفرانس علنی در یادمان و همچنین افشاء قتلعام زندانیان سیاسی در ایران را برگزار کرد. بنا به توصیه سی جی ای به مهر ایران، آقای دکتر محمد پروین از من خواست که در این کنفرانس شرکت کنم. من بعنوان اولین شاهد زنده و بازمانده آن قتلعام تابستان هزارو نهصد و هشتادوهشت میلادی که رژیم ایران سیهزار زندانی سیاسی ایرانی را نسل کشی کرد شرکت کرده و همچنین بعنوان یک زندانی سیاسی در ایران و قربانی شکنجه تجربیات شخصی ام را برای حاضرین بطور علنی با نام اصلی خودم افشاء کرده و شهادت دادم
این کنفرانس در اورنج کانتی کالیفرنیا برگزار شد
http://www.mehr.org/Mokhtar_Testimony.htm
دلیل قطع ارتباطات رسمی ام با سی جی ای و مهر ایران
در سال دوهزاروسه میلادی تصمیم گرفتم ارتباطات رسمی ام با سی جی ای و مهر ایران را قطع کنم. دلیل تصمیمم این بود که سی جی ای و مهر ایران رسما اعلام کردند که نمیتوانند پرونده شکنجه من توسط رژیم ایران را در دادگاههای ایالات متحده مطرح کنند. دلیل محدودیت آنها این بود که من در زمان تحمل شکنجه ها در ایران شهروند ایالات متحده نبوده ام. و چون مسئله شکنجه من در ایران یک مسئله داخلی ایران میباشد بنابراین دادگاههای ایالات متحده پرونده من علیه رژیم ایران را نمیپذیرند
معاهده الجزایر چیست
طبق ماده اول معاهده الجزایر منعقده در نوزدهم ژانویه هزارونهصد و هشتادو یک میلادی فی مابین رژیمهای ایران و ایالات متحده در خصوص آزاد سازی پنجاه و دو آمریکائی به گروگان گرفته شده در سفارت ایالات متحده در تهران، ایالات متحده متعهد گردیده که در امور داخلی ایران هیچ گونه دخالتی نخواهد کرد
http://en.wikipedia.org/wiki/Algiers_Accords
این بند از معاهده الجزایر بدین معناست که هرگونه اظهار نظر حکومت و یا سیاستمداران آمریکائی در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران چیزی نیست جز یک ژست سیاسی توخالی در راستای انحراف افکار عمومی و ناآگاهان از حقایق موجود بین رژیمهای ایالات متحده و ایران
دلیل مهمتری که دادگاههای ایالات متحده نمیخواهند پرونده من علیه رژیم ایران عمومی شود
بغیر از تعهدات ایالات متحده در معاهده الجزایر، دلیل مهمتری جهت عدم پذیرش پرونده من علیه رژیم ایران موجود است. فرض کنیم که پرونده من در دادگاههای ایالات متحده پذیرش شود، اولین سئوالی که رئیس دادگاه مطرح خواهد کرد اینکه دلیل شکنجه های من چیست؟ در آنصورت من مجبور خواهم بود که توضیح دهم که در یازدهم دسامبر هزارونصهد و نود و هشت میلادی برای اولین بار این من بودم که مدارک و اسناد فعالیتهای هسته ای و شیمیائی رژیم ایران را به نماینده سازمان انرژی اتمی جهانی دراستانبول ترکیه ارائه کردم. مدارکی که اثبات میکرد ایالات متحده از دهه هشتاد میلادی بویژه از زمان ایران کنترا ایالات متحده بر فعالیت های هسته ای و شیمیائی رژیم ایران نظارت مستقیم داشته است، زیرا سیاستسازان ارشد ایالات متحده نیاز به یک شیعه اتمی در جهان اسلام داشته و دارند که لازمه پیروزی در برخورد تمدنها بوده برای تکمیل جهانی سازی. این دقیقا همان چیزی استکه نه رژیم ایران و نه سیاستسازان ارشد ایالات متحده علاقه ای به مطرح شدن آن ندارند زیرا هیچیک از آنها نمیخواهند حقایق ایران کنترا بر ملا شود، نتیجتا پرونده من علیه رژیم ایران نیز شانس مطرح شدن در دادگاههای ایالات متحده را ندارد
دیگر قربانی ایران کنترا
رژیمهای ایالات متحده و ایران به این نتیجه رسیدند که باید از شر مهدی هاشمی خلاص گردند. علت این توافق دسترسی او به اسرار ایران کنترا بود و اینکه او میخواست مسئله نظارت ایالات متحده بر تاسیسات هسته ای رژیم ایران را بر ملا کند. نتیجتا او را دستگیر و در هزارونهصد و هشتاد هفت میلادی اعدام کردند
http://en.wikipedia.org/wiki/Mehdi_Hashemi
اگر چه رژیمهای ایالات متحده و ایران مهدی هاشمی را کشتند تا مسئله تاسیسات هسته ای رژیم ایران مخفی بماند ولی در نهایت انقلابیون ایرانی اسناد و مدارک تاسیسات هسته ای مشترک ایالات متحده و ایران را توسط من در اختیار نماینده سازمان انرژی اتمی جهانی قرار دادند
مطلبی بسیار مهم در پرونده هسته ای رژیم ایران
اگر چه آقای علیرضا جعفرزاده سخنگوی شورای ملی مقاومت در دوهزارودو میلادی طی یک کنفرانس خبری موضوع تاسیسات هسته ای رژیم ایران را علنی کرد ولی هیچ اشاره ای به همکاری رژیم ایالات متحده نکرد. بعدها انقلابیون ایران کشف کردند که او از جانب سی آی ای اجازه اشاره به همکاریهای ایالات متحده در تاسیسات هسته ای رژیم ایران را نداشته است. پس از آن و بویژه پس از اعلام رفراندوم از جانب مریم رجوی انقلابیون ایرانی شورای ملی مقاومت را خائن و ضد مقاومت ملت ایران اعلام کردند
پرونده مشترک اعلامی از طرف سی جی ای و مهر ایران
درسپتامبر دوهزاروسه میلادی مهر ایران و سی جی ای طی کنفرانسی مشترک بمناسبت یادمان قتلعام زندانیان سیاسی در ایران پرونده شکنجه آقای غلامحسین نیکبین علیه رژیم ایران را رسما اعلام کردند. آقای علامحسین نیکبین در زمان تحمل شکنجه در زندانهای ایران شهروند ایالات متحده بوده است
http://mehr.org/event_announcement.htm
کشف سوء قصد به جان اعضاء مهر ایران و سی جی ای
چند ماهی پس از اینکه سی جی ای و مهر ایران اعلام کردند که پرونده شکنجه آقای غلامحسین نیکبین را در دادگاههای فدرال آمریکا مطرح خواهند کرد، نیروهای ضد تروریسم و ضد جاسوسی انقلابیون ایرانی اخباری مبنی بر وجود طرح ترورهای سازماندهی شده علیه برخی از اعضاء سی جی ای و مهر ایران بویژه مدیران مسئول این سازمانها را دریافت کردند.
اقدامات من
بلافاصله در دسامبر دوهزاروسه میلادی طی یک نامه به سر فرماندهی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سی آی ای در واشنگتن دی سی، تمامی جزئیات طرح ترور مسئولان و اعضاء سی جی ای و مهر ایران را نوشته و اعلام کردم که تروریستهای رژیم ایران حتی از ساعات و محلهای رفت و آمد اعضاء سی جی ای و مهر ایران و همچنین نقشه محل دفاتر و محلهای زندگی ایشان نیز را تهیه کرده اند.همچنین به سی آی ای تذکردادم که این عملیات قبلا سوخته و این بنفع هیچکس نیست که این عملیات اجرائی گردد. بعلاوه مسئولیت جانی شهروندان آمریکائی مستقیما بعهده حکومت آمریکا و سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی آن همچون سی آی ای میباشد. بویژه که نیروی عملیاتی قرار است که از مرزهای مکزیکو و یا کانادا وارد ایالات متحده شده و ترورها را اجرائی کنند، بنابراین سی آی ای مسئول پیگرد بوده و باید هم و غم خود را برای جلوگیری از ترور اعضاء مهر ایران و سی جی ای بکار بندد. ضمنا یاد آور شدم که اگر این ترورها عملیاتی گردد در آنصورت ایالات متحده اقدام به عملیات نظامی علیه ایران خواهد کرد که این بمعنای جنگی خواهد شد که به مرگ میلیونها ایرانی و سربازان بی گناه آمریکائی منجر خواهد شد. که این نیز خود بر خلاف سیاستهای سیاستسازان آمریکائی میباشد. در آنزمان انقلابیون ایرانی از ایران یک تصمیم جدید سیاستی در خصوص ایران متخذه توسط سیاستسازان ارشد ایالات متحده که بعدها به جنبش سبز منتهی شد با خبر بودند.
نامه ام به دبیر کل سازمان ملل متحد
همزمان با نامه ام به سی آی ای، طی یک نامه محرمانه به دفتر دبیر کل وقت سازمان ملل آقای کوفی عطا عنان ضمن گزارش و تکرار مطالب نامه ام به سی آی ای، از دبیر کل وقت سازمان ملل خواستم تا همه تلاشها را بکاربسته تا مطمئن گردد که حکومت ایالات متحده بویژه سی آی ای اقدامات لازم جهت جلوگیری از ترور اعضاء مهر ایران و سی جی ای را بعمل خواهد آورد. در نامه های خود به سازمان ملل و سی آی ای تذکر دادم که بدلیل بی اطلاعی ام ازنحوه برخوردهایشان و جلو گیری از ایجاد رعب و وحشت مسئله را تا حد امکان از اعضاء سی جی ای و مهر ایران مخفی نگهدارند. چند روزی پس از ارسال نامه ام با دفتر دبیر کل وقت سازمان ملل تماس گرفتم که گفتند اقدامات لازم جهت هماهنگی با حکومت ایالات متحده و سی آی ای را انجام داده اند
تلاشها در ایران جهت توقف سوء قصد ها به اعضاء مهر ایران و سی جی ای
در عین حال بنا به توصیه من، انقلابیون ایرانی تلاشهای خود را جهت توقف سوء قصد های برنامه ریزی شده علیه اعضاء مهر ایران و سی جی ای، آغاز کردند. اقداماتی در جهت اعلام موضوع به مقامات رژیم ایران بطور غیر مستقیم از طریق ارتباطات غیر مستقیم با بهره گیری از افراد دفتر آیت الله منتظری انجام شد. در نهایت کشف شد که کمیته امنیت ملی رژیم ایران از مسئله کاملا بی اطلاع هستند. ولی همین اندازه که مطلب در کمیته امنیت ملی رژیم ایران مطرح شده بود کافی مینمود زیرا آنها میدانستند که سوء قصد بجان آمریکائیان یعنی واکنش نظامی ایالات متحده علیه ایرانیان. جنگی که میتوانست میلیونها کشته و زخمی ایرانی و آمریکائی داشته باشد
پس از اقدامات انقلابیون ایرانی چه اتفاقاتی رخ داد
پس از اقدامات انجام شده توسط انقلابیون ایرانی در راستای توقف سوء قصد ها به جان اعضاء مهر ایران و سی جی ای، تغییر و تحولات عمده در کادرهای مهر ایران و سی جی ای دیده شد، جابجائیها در سی جی ای و مهر ایران کاملا بنیادی بود
یک پرونده مشابه دیگر سوء قصد
چند ماهی پیش از سوء قصد به جان اعضاء مهر ایران و سی جی ای، انقلابیون ایرانی از سوء قصد به جان پاوول برمر فرستاده ویژه ایالات متحده به عراق توسط تک تیراندازان سپاه پاسداران رژیم ایران باخبر شدند. مسئله بلافاصله توسط من به مقامات ایالات متحده و سازمان ملل متحد اعلام شد و در نهایت ایالات متحده پاوول برمر را به کاخ سفید احضار کرد که از سخنرانی او در یک استادیوم ورزشی بغداد که قرار بود سوء قصد علیه او در همان استادیو انجام گیرد جلو گیری کند. رژیم ایران بعدا دو نفر از تک تیراندازان را به طرق مختلف بقتل رسانیده و نفر سوم توسط انقلابیون ایرانی نجات یافته و او در دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آلمان جزئیات ترور پاوول برمر را بر ملا کرد
چه بر سر پرونده آقای غلامحسین نیکبین آمد
در دوهزاروهفت میلادی یک دادگاه فدرال ایالات متحده رای به نفع آقای غلامحسین نیکبین داده و رژیم ایران را در شکنجه او محکوم کرد
http://mehr.org/judgment_aganist_IRI.htm
حملات اخیر به مهر ایران
در چهاردهم می دوهزارویازده میلادی بمن اطلاع داده شد که آقای دکتر محمد پروین بنیانگزار مهر ایران پیامهای تهدید آمیز در پیامگیر تلفن دفتر خود دریافت کرده. ضمنا دفتر مهر ایران در نوامبر دوهزاروده میلادی دچار آتش سوزی شده و هزاران دلار آمریکائی خسارت دیده است. خوشبختانه این آتش سوزی خسارات جانی در بر نداشته است
سئوالات مطروحه
با توجه به سابقه پرونده سوء قصد به جان اعضاء مهر ایران و سی جی ای، آیا این امکان هست که پیامهای تهدید آمیز اخیر و آتش سوزی در دفتر مهر ایران دنباله پرونده سابق سوء قصد باشد و آیا اینبار فقط مهر ایران هدف میباشد و یا اینکه سی جی ای نیز با همین مسئله روبرو خواهد شد
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد
جناب آقای بانکی مون
در اینجا تقاضا دارم با توجه به اهمیت موضوع و با توجه به مسئله سوء قصدهای طراحی شده قبلی به جان اعضاء مهر ایران و سی جی ای، هر چه زودتر مقامات مسئول ایالات متحده را وادار کنید که اقدامات لازمه را در جهت حفظ جان اعضاء سابق و فعلی مهر ایران و سی جی ای بعمل آورده و در خصوص تهدیدات و آتش سوزی اخیر دفتر مهر ایران تحقیقات لازمه را بعمل آورند.
با تشکر
حسین مختار زیبائی
حقوقدان
شهروند ایالات متحده
پناهنده سیاسی پذیرفته شده توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، ، زندانی سیاسی سابق در ایران، بازمانده از قتلعام زندانیان سیاسی سال شصت و هفت، قربانی شکنجه های زندانهای جمهوری اسلامی، در حاضر از کار افتاده با صد عمل جراحی جهت ترمیم آسیب دیدگیهای منتج از شکنجه ها در زندانهای جمهوری اسلامی آمریکائی، همکار کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، همکار کمیته ضد شکنجه سازمان ملل متحد، همکار سازمانهای جهانی حقوق بشری. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی آمریکائی در شهریور سال شصت پدرم آقای علی مختار زیبائی افسر نیروی هوائی ایران را در زندان اوین با تیرباران به قتل رسانید زمانیکه ایشان فقط چهل سال داشت
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٥٢ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳٩٠
هشدار به سازمان ملل در خصوص امنیت دکتر اردشیر امیر ارجمند
هشدار به سازمان ملل در خصوص امنیت دکتر اردشیر امیر ارجمند
ترجمه شده از متن اصلی انگلیسی
درخواست اقدام عاجل به عفو بین الملل و سازمان ملل در خصوص حفظ جان دکتر اردشیر امیر ارجمند
درخواست حاضر در خصوص اقدام عاجل سازمان عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و دیگر سازمانهای حوق بشری جهانی در راستای حفظ جان دکتر اردشیر امیر ارجمند مشاور ارشد حقوقی مهندس میر حسین موسوی رهبر باصطلاح جنبش سبز میباشد
این متن همچنین توضیح میدهد که تحت چه شرائطی و برای چه منظوری درروزهای اخرین سال دوهزار و نه میلادی انقلابیون ایرانی اقدام به نجات دهها تن از خادمان رژیم جمهوری اسلامی نموده و این افراد را طی یک عملیات نزدیک به سه ماه که درهفته اول ماه آوریل سال دوهزاروده میلادی خاتمه یافت توسط واحدهای ضد تروریسم و ضد جاسوسی انقلابیون ایرانی خواهان سرنگونی کلیت رژیم ایران با کمک ملت ایران، بنا به تائید کامل انقلابیون ایرانی تحت نظارت مستقیم نگارنده از ایران خارج و با همکاری عفو بین الملل، کمیساریای پناهندگان سازمان ملل متحد، و دولتهای اروپائی در کشورهای اروپائی اسکان داده شدند.
یکی از این خادمان جمهوری اسلامی دکتر اردشیر امیر ارجمند بود که به همراه همسر و دو فرزند خود در پاریس پایتخت فرانسه اسکان داده شد. بزودی در آینده ایشان با خطر استرداد به رژیم جمهوری اسلامی مواجه خواهد بود
چهارم آوریل دوهزارویازده میلادی
حسین مختار زیبائی
بر اساس اطلاعات دریافتی توسط واحدهای ضد تروریسم و ضد جاسوسی انقلابیون ایرانی خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، اخیرا هیئتهای مذاکره مخفی یکی از جناههای رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر ایران در ملاقاتهای کاملا سری با برخی از هیئتهای کشورهای اروپائی داشته که طی آن خواهان استرداد برخی از سازمان دهندگان تظاهرات ضد انقلابی باصطلاح جنش سبز به جمهوری اسلامی شده اند. یکی از این سازماندهندگان دکتر اردشیر امیر ارجمند مشاور ارشد حقوقی میر حسین موسوی میباشد که برخی تظاهرات ضد انقلابی باصطلاح جنبش سبز را در برخی از کشورهای اروپائی سازماندهی میکند
دکتر اردشیر امیر ارجمند فارغ التحصیل دانشگاههای فرانسه با اخذ مدرک دکتری حقوق بوده و از اساتید حقوق دانشگاههای شهید بهشتی و دانشگاه آزاد و واحد دوبی دانشگاه آزاد میباشد. ایشان از سالهای دهه هشتاد میلادی از خادمان باصطلاح سیستم عدالت جمهوری اسلامی بوده و از سال دوهزارونه میلادی که حمایت خود از میر حسین موسوی وجنبش ضد انقلابی باصطلاح سبز او را رسما اعلام کرد در لیست سیاه و لیست مرگهای مخفیانه برخی جناههای جمهوری اسلامی به همراه دهها تن دیگر که طی سی ساله اخیر به جمهوری اسلامی خدمت میکرده اند قرارگرفت.
اگر چه دکتر اردشیر امیر ارجمند یکی از مغزهای متفکر جنایات جمهوری اسلامی طی سی ساله اخیر میباشد ولی انقلابیون ایرانی بنا به تعهدات انسانی و همچنین بنا به منافع انقلاب مستقل ملت ایران نمیخواهند ایشان به رژیم جنایتکار حاکم بر ایران استرداد و به قتل برسد.
از آنجا که در عفو بین الملل، دوایر مختلف سازمان ملل متحد و همچنین دولت فرانسه ثبت گردیده است برای اولین بار این سازمانها از طریق انقلابیون ایرانی بودند که بواسطه من در جریان پرونده دکتر اردشیر امیر ارجمند قرار گرفتند. طی مکاتبات خود با سازمانهای یاد شده بالا از طرف انقلابیون ایرانی خواهان اقدامات لازمه جهانی در راستای حفظ جان دکتر اردشیر امیر ارجمند، همسر ایشان خانم انیسه هاشمی که ایشان نیز حقوقدان ایرانی میباشند و فرزندان ایشان الیا و علی گردیدیم. این مکاتبات همزمان با عملیات خروج دیگران موجود در لیست قتلعام رژیم ایران انجام میشد که در خصوص دکتر اردشیر امیر ارجمند و اعضا خانواده ایشان از چهارم ژانویه دوهزاروده میلادی آغاز گردید.عملیاتی که در نهایت به اسکان دکتر ارجمند و خانواده ایشان در پاریس فرانسه در مارچ دوهزاروده میلادی منتهی شد
بنا به اطلاعات اخیر دریافتی از منابع موثق نفوذی خود، انقلابیون ایرانی در جریان لیستی قرار گرفته اند که توسط یکی از جناههای جمهوری اسلامی به دولتهای اروپائی اعلام گردیده خواهان استرداد سازماندهندگان تظاهرات باصطلاح جنبش سبز به رژیم ایران گردیده اند که نام دکتر اردشیر امیر اجمند جزو نفرات اول این لیست میباشد.
طبق همین اطلاعات دریافتی، به نظر میرسد که برخی دولتهای اروپائی در تدارک اقدامات لازمه و فراهم آوردن شرائط برای دستگیریهای این سازماندهندگان میباشند. انقلابیون ایرانی نگرانی چندانی در خصوص دیگران موجود در لیست خواسته شدگان نیستند زیرا تمامی آنها توسط کمیساریای عالی سازمان ملل متحد و یا دیگر سازمانهای بین المللی ثبت نام شده اند بنابراین از مصونیت مذکور در کنوانسیونهای ژنو نیز برخوردار میباشند.
ولی پرونده دکتر اردشیر امیر ارجمند کاملا متفاوت از دیگران میباشد زیرا ایشان علی رغم توصیه های انقلابیون ایرانی بویژه نگارنده در تماسهای تلفنی که با یشان داشتم، از ثبت نام بعنوان پناهنده خودداری کرده و در نهایت تحت پرونده اقامتی خود در فرانسه مقیم شد. نتیجتا این خطر وجود دارد که با باطل کردن اقامت ایشان دولت فرانسه مقدمات تسلیم ایشان به جمهوری ایران را فراهم کند. این همان نکته تهدید آمیز پرونده دکتر ارجمند میباشد که نام ایشان در لیست کمیته مرگ جمهوری اسلامی از دسامبر دوهزارونه میلادی قرار گرفته است
بنابراین عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری جهانی باید اقدامات لازمه را جهت خنثی کردن توطئه استرداد دکتر ارجمند و دیگر سازماندهندگان تظاهرات خارج کشوری جنبش باصطلاح سبز را بعمل آورده و از استرداد دکتر ارجمند و دیگران موجود در لیست خواسته شدگان جلوگیری بعمل آورند طبق اطلاعات بدست آمده مذاکرات مخیانه هیئتهای رژیم ایران با دول اروپائی با تائید سیاستسازان رده بالای ایالات متحده صورت پذیرفته است
در اینجا به دکتر اردشیر امیر ارجمند توصیه میگردد سریعا خود و اعضا خانواده خود را در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و همچنین در وزارت امور پناهندگان دولت فرانسه ثبت نمایند
چرا انقلابیون ایرانی در خصوص امنیت جانی رهبری جنایتکار و همچنین معاونان و مشاوران و سازماندهندگان باصطلاح جنبش سبز در داخل و خارج از ایران بشدت حساس هستند و اینکه تحت چه شرائطی و به چه منظور درسال دوهزاروده میلادی اقدام به حفظ جان دهها تن از خادمان جمهوری اسلامی کردند
پاسخ به سئوالات بالا در زیر به طور مشروح داده شده است
در دسامبر دوهزارونه میلادی به انقلابیون ایرانی اطلاع داده شد که تمامی مشاوران ارشد از جمله دکتر اردشیر امیر ارجمند، همچنین سازماندهندگان و همکاران باصطلاح جنبش سبز که دهها تن میباشند در لیست دستگیری و اعدام مخفیانه یکی از جناههای رژیم قرار گرفته و دستور دستگیری ایشان صادر گردیده است. این لیست شامل اساتید دانشگاه، نویسندگان، خبرنگاران، روزنامه نگاران، وعکاسانی بود که طی سی سال گذشته با جمهوری اسلامی همکاریهائی داشته اند.
نقشه بالا در راستای جان تازه بخشیدن و تزریق خون قربانیان به رگهای خشکیده جنبش باصطلاح سبز بود. رژیم ایران و سیاستسازان ارشد ایالات متحده به این نتیجه رسیده بودند که با دستگیری و کشتار افراد بالا میتوانند خون به رگهای جنبش سبز جاری کرده و شهید سازی کنند. با این شهید سازیها به نفع جنبش باصطلاح سبز علاوه بر دمیدن جان تازه به جنبش سبز رژیم ایران میتوانست از شر شاهدان زنده بخشی جنایات خود نیز خلاصی یافته و بخشی از مدارک زنده جنایات خود را به خاک سرد بسپارد.
در واقع با شهید سازی نامبردگان بالا رژیم ایران و سیاستسازان ارشد ایالات متحده میخواستند برای باصطلاح جنبش سبز اعتبار سیاسی جهانی و داخلی کسب کنند. شهدائی از جامعه اساتید دانشگاهی، عکاسان، نویسندگان، خبرنگاران و روزنامه نگاران میتوانست وجه و اعتبار سیاسی اجتماعی بسیار بالائی برای باصطلاح جنبش سبز ایجاد کند، ضمن اینکه کشتار این افراد نیز میتوانست در عین حال مدارک و شاهدان زنده برخی از جنایات رژیم ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی را نیز بطور کامل نابود کند
در دسامبر دوهزارونه میلادی انقلابیون ایرانی از طریق شنود جلسات سری اعضاء باصطلاح امنیت ملی جمهوری اسلامی در جریان توطئه بالا قرار گرفتند.
به محض اطلاع از توطئه بالا، انقلابیون ایرانی تصمیم به حفظ جان دهها تن از همکاران رژیم جمهوری اسلامی گرفته و در یک اقدام همه جانبه با پذیرش ریسک بالای امنیتی عملیات نجات جان این همکاران جمهوری اسلامی را آغاز کردند. بخش اعظم این عده از همکاران جمهوری اسلامی در فرودگاههای اروپائی بر زمین نشستند و از دولتهای اروپائی و سازمان ملل متحد درخواست پناهندگی کردند. برخی نیز از طریق مرزهای زمینی به کشورهای همجوار همچون آذربایجان، عراق، ترکیه و یونان رسیدند.این عده نیز طی یک عملیات سه ماهه با همکاری سازمان ملل متحد، عفو بین الملل و دیگر سازمانهای بین المللی و همچنین دولتهای اروپائی که تماسها با همگی آنها از طریق نگارنده انجام میشد به کشورهای اروپائی منتقل گردیدند. اگر چه این عملیات سه ماه طول کشید ولی همگی این افراد طی چهار روز آغاز عملیات طی یک طرح ضربتی غیر مستقیم توسط تیمهای زبده عملیاتی انقلابیون ایرانی و همکاری و مساعدت ملت ایران از دسترس رژیم ایران خارج گردیدند
در برخی از پروندهها نیاز بود که من مستقیما با عفو بین الملل، سازمان ملل متحد، سازمانهای حقوق بشری جهانی مکاتباتی داشته باشم که یکی از این پروندهها دکتر اردشیر امیر ارجمند بود
هم رژیم ایران و هم حامیان آنها یعنی سیاستسازان ایالات متحده نیاز به خون مجانی جهت پیشبرد طرح ضد انقلابی خود به اصطلاح جنبش سبز داشتند، این خونها مورد نیاز آنها بود تا بدینوسیله جنبش به اصطلاح سبز را بیمه کرده، برای آن آبرو بخرند و درنهایت در افکار عمومی ایرانیان و جهانیان به اصطلاح جنبش سبز را توجیه کرده و اعتبار سیاسی اجتماعی گسترده داخلی و خارجی برای به اصطلاح جنش سبز با شیهد سازی عناصر خود ایجاد کنند
اگر چه انقلابیون ایرانی میدانستند که دیر یا زود برخی از این افراد به باصطلاح جنبش سبز خواهند پیوست، اما در آن شرائط راهی جز خنثی کردن توطئه های رژیم جمهوری اسلامی و حامیان آنها یعنی سیاستسازان ایالات متحده نبود. مرگ دهها تن عناصر کلیدی رده دوم و سوم رژیمی تزریق خون تازه به رگهای طرح ضد انقلابی جنبش سبز بود که در راستای هدر دادن تلاشها و خشم واقعی ملت ایران و به بیراهه کشاندن انقلاب مستقل ملت ایران میباشد.بنابراین انقلابیون ایرانی میدانستند که بر اساس وظیفه انقلابی خود باید از کشتار این افراد توسط رژیم ایران جلوگیری کنند. افرادی که هنوز نیز بسیاری از آنها کاملا شوکه بوده و توان تحلیل آنچه که میرفت بر آنها واقع شود را ندارند
اگر چه طرح ضد انقلابی با صطلاح جنبش سبزبر آمده از ایران یک تصمیم جدید میباشد که خود بخشی از سیاست بزرگتر موج جهانی نیو آمریکانیسم میباشد که سیاستی ساخته و پرداخته سیاستسازان ارشد ایالات متحده میباشد. اما مثل همیشه همچون حضور خمینی در پاریس اینبار نیز سیاستسازان ارشد ایالات متحده سیاست ضد بشری باصطلاح جنبش سبز خود را در زمین اروپائیها بازی کنند. مقامات اروپائی باید فهیم بوده و با ذکاوت خود اجازه سوء استفاده از خاک خود به رژیم ایران و متحدین آنها یعنی سیاستسازان ارشد ایالات متحده را نداده و از انقلاب مستقل ملت ایران در سرنگونی کامل رژیم آمریکائی جمهوری اسلامی ایران حمایت کامل بعمل آورند
این زمانی استکه مقامات اروپائی باید مدبرانه عمل کرده واز استرداد افراد خواسته شده توسط رژیم آمریکائی جمهوری اسلامی خودداری کرده، تظاهرات ضد انقلابی جنبش سبز را که یک توطئه سیاستسازان ایالات متحده علیه ملت ایران میباشد در اروپا را متوقف کرده و به جای آن از انقلاب مستقل ملت ایران در سرنگونی کامل رژیم ضد بشری و تروریسم حکومتی جمهوری اسلامی آمریکائی در ایران حمایت کامل بعمل آورند
بدون شک ملت ایران و نسلهای آینده ایران حمایتهای مردم اروپا از انقلاب مستقل خود علیه رژیم تروریستی جمهوری اسلامی آمریکائی را در تمامی ادوار تاریخی بخاطر خواهند سپرد
در اینجا فرصت را غنیمت شمرده واز تمامی آنها که انقلابیون ایرانی را در عملیات نجات این افراد یاری دادند صمیمانه تشکر کنم، بویژه با تشکر از عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و دیگر سازمانهای جهانی حقوق بشری
انقلابیون ایرانی از مقامات اروپائی در نجات جان صد ها تن که میرفتند قربانی سیاستهای ضد بشری سیاستسازان ارشد ایالات متحده در راستای حفظ نظام جمهوری اسلامی آمریکائی با دمیدن خون آنها به رگهای خشک باصطلاح جنبش سبز شوند، ملت ایران و انقلابیون ایرانی را یاری دادند تشکر ویژه بعمل میاورند
دانستنیهای مهم
تمامی آنها که به هر نوعی دررهبری، مشاورات، همکاری وهمیاری، سازماندهی داخل و خارج ایران طرح ضد انقلابی به اصطلاح جنبش سبز دخیل هستند اعم از میر حسین موسوی نخست وزیر خمینی، و همکاران و مشاورانش در داخل و خارج ایران به نسبتهای مختلف از خائنان بملت ایران بوده و هر یک بنوعی سهم خود را در جنایات جمهوری اسلامی و خوش خدمتی به رژیم دستنشانده ضد بشری حاکم بر ایران ادا کرده اند و دستان پلید ایشان هر یک بنوعی به خون ملت ایران و عزیزانشان آلوده میباشد
طرح ضد انقلابی با صطلاح جنبش سبز بر آمده از آستین سیاستسازان ایالات متحده تحت عنوان ایران یک تصمیم جدید میباشد که کاملا با خواست قلبی تمامی ایران در راستای سرنگونی کامل رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی و با خواست انقلابیون ایرانی در راستای انقلاب مستقل ملت ایران ضدیت تمام عیاردارد
بر اساس مدارک غیر قابل کتمان، ایران یک تصمیم جدید که پایه اصلی جنبش به اصطلاح سبز میباشد، سناریوی سیاستسازان ارشد ایالات متحده میباشد که توسط دایره عملیات ویژه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سیا نظارت میگردد.
این طرح توسط کمیته تشخیص خطر حاضرمرحله به مرحله دستور عملیاتی میگیرد
این طرح مرحله به مرحله توسط کمیته سیاستگذاری ایران ایالات متحده با بکار گیری عناصر خود فروخته باصطلاح ایرانی در قالب مشاوران، همکاران، همیاران، و سازماندهندگان باصطلاح جبش سبز عملیاتی میگردد
کمیته تشخیص خطر حاضر ایالات متحده از دهه پنجاه میلادی سابقه پیروزی بر کمونیسم و پیروزی در جنگ سرد را که با عملیات آژاکس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا علیه دکتر محمد مصدق آغاز شده و هنوز نیز جریانی میباشد را در پرونده تاریخی خود داراست. طرح ضد انقلابی با صطلاح جنبش سبز بخشی از سیاست کلی موج جهانی نیو آمریکانسیم است که با فروریختن دیوار برلین در هزارونهصد و هشتاد و نه میلادی با نام عملیات تغییرات در بلوک شرق آغاز شد.
از دیگر وقایع مهم تاریخی موج جهانی آمریکانیسم علاوه بر فروپاشی دیوار برلین میتوان از انقلاب مخملی در گرجستان، انقلاب نارنجی در اوکراین، و در ایران باصطلاح جنبش سبز نام برد
موج جهانی نیو آمریکانیسم در حال حاضر بشکل تغییرات صوری در مصر، تونس، بحرین، عربستان سعودی، مراکش، سوریه، آذربایجان و اخیرا در لیبی با بمباران ارونیومی ملت آن سرزمین تحت پوشش آزاد سازی و انقلاب، خودنمائی میکند که بزودی اسرائیل و ایالات متحده را نیز تحت تاثیر خود قرار خواهد داد، اما در راستای به انحراف کشانیدن خشم ملتهای بجان آمده از دیکاتوریهائیکه بر آنها حکومت میکنند، نه در راستای کمک به ملتهای به پا خاسته. این سیاستی استکه که تلاش میکند به جای انقلاب مستقل ملتها انقلاب موج جهانی نیو آمریکانیسم راجایگزین کند. و به جای تغییراتیکه خواسته واقعی ملتهاست، تغییرات مورد نظر سیاستسازان ارشد ایالات متحده را به اجرا گذارد
موج جهانی نیو آمریکانیسم خود معلول سیاستی بزرگتر که همان پیروزی در بروخورد تمدنها میباشد مورد نیاز سیاستسازان ارشد ایالات متحده برای تکمیل جهانی سازی میباشد
نتیجه اینکه
تمامی دست اندرکاران به اصطلاح جنبش سبز اعم از رهبری، مشاوران، همکاران، همیاران، سازماندهندگان آن همگی دانسته و یا ندانسته، آگاهانه و یا ناآگاهانه در خدمت سیاستهای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بوده و هستند و با به اصطلاح جنبش سبز خود نه تنها به ملت ایران خدمتی نمکینند بلکه به انقلاب مستقل ملت ایران و تلاشهای ملت ایران در سرنگونی کامل جمهوری اسلامی آمریکائی را به بیراهه میکشانند
توجه به این بخش از ایران یک تصمیم ضروری میباشد. آنجا که سیاستسازان ارشد آمریکائی میگویند
این خیلی مهم استکه ایرانیان فعال را ما انتخاب و سازماندهی کنیم نه ایرانیها و یا دیگران.
یکبار دیگر تاکید میکنم که
انقلابیون ایرانی نگرانی چندانی در خصوص دیگران موجود در لیست خواسته شدگان نیستند زیرا تمامی آنها توسط کمیساریای عالی سازمان ملل متحد و یا دیگر سازمانهای بین المللی ثبت نام شده اند بنابراین از مصونیت مذکور در کنوانسیونهای ژنو نیز برخوردار میباشند.
ولی پرونده دکتر اردشیر امیر ارجمند کاملا متفاوت از دیگران میباشد زیرا ایشان علی رغم توصیه های انقلابیون ایرانی بویژه نگارنده در تماسهای تلفنی که با یشان داشتم، ایشان از ثبت بعنوان پناهنده خودداری کرده و در نهایت تحت پرونده اقامتی خود در فرانسه مقیم شدند. بنا براین این خطر وجود دارد که با باطل کردن اقامت ایشان دولت فرانسه مقدمات تسلیم ایشان به جمهوری ایران را فراهم کند. این همان نکته تهدید آمیز پرونده دکتر ارجمند میباشد که نام ایشان در لیست کمیته مرگ جمهوری اسلامی از دسامبر دوهزارونه میلادی قرار گرفته است
بنابراین عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری جهانی باید اقدامات لازمه را جهت خنثی کردن توطئه استرداد دکتر ارجمند و دیگر سازماندهندگان تظاهرات خارج کشوری جنبش باصطلاح سبز را بعمل آورده و از استرداد دکتر ارجمند و دگیران موجود در لیست خواسته شدگان جلوگیری بعمل آورندع طبق اطلاعات بدست آمده مذاکرات مخیانه هیئتهای رژیم ایران با دول اروپائی با تائید سیاستسازان رده بالای ایالات متحده صورت پذیرفته است
در اینجا به دکتر اردشیر امیر ارجمند مجددا توصیه میگردد سریعا خود و اعضا خانواده خود را در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و همچنین در وزارت امور پناهندگان دولت فرانسه ثبت نمایند
در زیر یکی از مکاتبات من با عفو بین الملل در خصوص نجات جان دکتر اردشیر امیر ارجمند و اعضاء خانواده ایشان میباشد درج گردیده است. امید است با همکاری و همیاری یکدیگر از تحویل این همکاران و در عین حال قربانیان جمهوری اسلامی آمریکائی به رژیم ایران جلو گیری کنیم که این عمل در راستای حفظ منافع انقلاب مستقل ملت ایران در سرنگونی کامل رژیم دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی خواهد بود
با تشکر حسین مختار زیبائی
حقوقدان
شهروند ایالات متحده
پناهنده سیاسی پذیرفته شده توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، ، زندانی سیاسی سابق در ایران، بازمانده از قتلعام زندانیان سیاسی سال شصت و هفت، قربانی شکنجه های زندانهای جمهوری اسلامی، در حاضر از کار افتاده با صد عمل جراحی جهت ترمیم آسیب دیدگیهای منتج از شکنجه ها در زندانهای جمهوری اسلامی آمریکائی، همکار کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، همکار کمیته ضد شکنجه سازمان ملل متحد، همکار سازمانهای جهانی حقوق بشری. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی آمریکائی در شهریور سال شصت پدرم آقای علی مختار زیبائی افسر نیروی هوائی ایران را تیرباران کرد زمانیکه ایشان فقط چهل سال داشت
Amnesty Please Attention Top Urgent Top Secret Wednesday, January 13, 2010 9:22 PM From: "Hossein Mokhtar" <hosseinmzebaei@yahoo.com> To:
Amnesty Please Attention Top Urgent Top Secret Hossein Mokhtar Zebaei Investigative Reporter January 13, 2010 Las Vegas, Nevada United States Top Urgent, Top Secret, Top Confidential Re: Professor Ardeshir Amir Arjomand for whom I have sent you an email on January 04, 2010 Please be advised no one of the Iranian employees and or Iranians connected to Amnesty International or any other international humanitarian organization should not be aware of this case or its contents. His latest update regarding Mr. Dr, Professor of Law, who is a professor of Tehran law school, University of Shaheed Beheshty and professor of human rights. Professor Arjomand somehow, with the help of Iranian revolutionaries escaped to Turkey from Iran recently. Right now professor Arjomand is in Istanbul , Turkey and is seeking the help of Amnesty International, United Nations High Commissioner on human rights, and the United Nations committee against torture. Please be advised he faces possible arrest by the Turkish authorities and deportation to Iran. With attention to professor Arjomand’s connection to the Iranian Revolutionaries and the anger of the Iranian regime secondary to his escape, he will face torture and execution by the Iranian regime if captured by either the Turkish or Iranian authorities... Details of Professor Arjomand’s latest situation in Istanbul , Turkey : He somehow passed the Iranian and Turkish border and arrived in Istanbul with his Iranian passport. After his arrival in Istanbul , his passport, using the sources in Istanbul was stamped by the Turkish with an entrance visa. However, the fact is, he had to pass the border of Iran and Turkey thru the mountains in very difficult circumstances while risking his life in order to save his life from being tortured and executed in the Iranian regimes prisons. He did not use the regular borders or his passport. In fact, his entrance to Turkey had to be illegal. He is now safe in a safe haven in Istanbul , Turkey . Of note, he is a resident of France from the 1980’s to present. He must take all necessary steps to utilize his French residency to go from Istanbul , Turkey to Paris , France . This is where two problems will arise; 1) In the near future( very soon) he will be lead to contact the French embassy in Ankara, Turkey or the French consulate general in Istanbul, Turkey in order to utilize his French residency to go to Paris, France. Be advised contacting any French authorities in Turkey could jeopardize his safety and security because he had to pass the Turkish border without passport or visa to save his life from being tortured and executed by the Iranian regime prisons. Please note that the entrance visa which he obtained after he arrived in Istanbul , Turkey may be invalid. Based on international law the French authorities may report his case to the Turkish government which will lead to his arrest by Turkish authorities and thereafter handed over to Iranian regime once again facing torture and execution. 2) Professor Arjomand may also face arrest and deportation to Iran while passing the Turkish international border on his way to France as his name has already been released to the Turkish authorities by the Iranian authorities. As you know there is an ongoing security protocol going between the Iranian and Turkish governments. In either of the above circumstances, the possibility of the French authorities’ reaction as it pertains to professor Arjomands illegal entry into Istanbul while trying to save his life, could result in reporting him to the Turkish authorities which once again would lead to his deportation from Turkey to Iran thus facing torture and execution. Once again he also faces the possibility of arrest by the Turkish border authorities while trying to leave Istanbul to Paris . Professor Arjomand needs support of Amnesty International, United Nations High Commissioner on Human Rights, and United Nations Committee against torture and other international humanitarian organizations thru Amnesty International. Please standby for any circumstance that professor Arjomand may face secondary to the above mentioned circumstances for a timely response. Please be advised as a case of necessity professor Arjomands sister Mrs. Shohreh Amir Arjomand may contact your office IN LONDON directly with a copy of this E-Mail. She lives in London . She is a citizen of the United Kingdom and I will let her know when to contact your office. Please be advised that as a case of necessity I may fly to Istanbul to guide and lead professor Arjomands case. Please be advised professor Arjomands wife, Mrs. Nafisse Hashemi and his two children Ali and Elia who are ten and seven years old could be a target of the Iranian regime in order to force him to surrender. Please be advised that this is a top secret top confidential report as mentioned previously. No one of the Iranians working with Amnesty International or other international humanitarian organizations should not in any way be ware of professor Arjomands case. Thank you so much for all your attention and kindness Best regard, God bless you Hossein Mokhtar Zebaei
¤ نوشته شده در ساعت ٤:٠٤ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
دوشنبه ٢ اسفند ،۱۳۸٩
موج جدید جهانی نیو آمریکانیسم
موج جدید جهانی نیو آمریکانیسم
حسین مختار زیبائی
بیست و یکم فوریه دوهزارویازده میلادی
بسیاری از هممیهنان گرامی و یا شهروندان دیگر کشورهای خاورمیانه بطور حضوری و برخی در تماسهای تلفنی و یا از طریق پست الکترونیکی نظرات من را در خصوص وقایع اخیر ایران و منطقه جویا هستند
همانطور که به این عزیزان هم گفتم در اینجا نیز ابتدا به ساکن اعلام میکنم که انقلاب در رسیدن به اهداف عالیه همچون آزادی واقعی از قید و بند دیکتاتورهای دستنشانده در سراسر جهان حق مسلم غیر قابل انکار همه ملتهاست و من کمتر از آن هستم که این حق ملتهای جهان را انکار کنم ولی آنچه که در ایران امروز و سراسر منطقه و در آینده نزدیک در سراسر جهان شاهد خواهیم بود نه انقلاب ملتهای تحت ستم علیه دیکتاتوری جهانی بلکه موج جدید جهانی نیو آمریکانیسم میباشد
باتوجه به روند سریع تحولات جهانی به سمت جهانی سازی، وقایع امروزی جهان در راستای پیروزی تمدن غربی در برخورد تمدنها که لازمه و آخرین گام در جهت تثبیت جهانی سازی میباشد جاریست. آنچه که برای جهان سرمایه داری حائز اهمیت است اینکه باید نیو آمریکانیسم در راس تمدن پیروز بر جهان حاکمیت کند
بدون تردید پدیده جهانی سازی که زنگ آغاز آن با تراژدی ضد بشری جهان سرمایه داری در یازدهم سپتامبر دوهزار و یک میلادی نواخته شد، دارای جغرافیای سیاسی و اقتصادی مختص بخود میباشد که در راه رسیدن به این جغرافیای سیاسی و اقتصادی ویژه، تحولات جاری کنونی منطقه و در آینده نه چندان دور جهانی لازم میباشد. زیرا جهانی سازی با جغرافیای سابق سیاسی و اقتصادی هماهنگ نیست، پس پدیده جهانی سازی باید دارای مشخصه های جغرافیای سیاسی و اقتصادی مختص خود باشد و این مهم میسر نمیگردد مگر با ایجاد تحولات کنونی در منطقه و در آینده بسیار نزدیک در سطح جهانی. این تحولات بزودی تمامی کشورهای جهان را نیز در خواهد نوردید. البته این تحولات ممکن است در ایالات متحده و اسرائیل به اشکال متفاوتی از دیگر نقاط جهان واقع گردد ولی در محتوی نتیجه ٱنها همگن و همتراز سازی جهانی جغرافیای سیاسی و اقتصادی لازمه جهانی سازی خواهد بود
عده ای معتقد هستند که این سقوط امپریالیسم است. ولی من در اینجا تاکید میکنم که نه. این نه تنها سقوط امپریالیسم نیست بلکه تغییر به محتوی بمراتب پیچیده تر ضد انسانی است
موج جدید جهانی نیو آمریکانیسم یک پدیده نو ظهور بدون پیش زمینه نیست.ولو با یک مرور سطحی تاریخی سالیان اخیر میتوان رد پدیده موج جدید جهانی نیو آمریکانیسم را از سیاست پولی مشترک اتحادیه اروپا، فرو ریزی دیوار برلین، انقلاب مخملی در گرجستان، انقلاب نارنجی در اوکراین، واقعه ضد بشری یازدهم سپتامبر، حملات نظامی به افغانستان، عراق و پاکستان، و دو سال پیش در باصطلاح جنبش سبز ایران بوضوح دید. اگر چه از این پس باید بجای امپریالیسم واژه جدید همگن و همتراز با وضعیت جدید حاکم بر روابط بین جهان سرمایه داری وجهان کارگری یافت، ولی همانطور که در بالا تاکید کردم این نه تنها سقوط امپریالیسم نیست بلکه تغییر به یک محتوی بسیار پیچیده ضد بشری تر از پیش میباشد
نطفه پدیده ضد انقلابی جنبش سبز در قتلعام زندانیان سیاسی توسط رژیم جهموری اسلامی که بفرموده اربابان امپریالیست جهانی در راستای آخرین مرحله پیروزی در جنگ سرد و سر آغاز نظم نوین جهانی تحقق پذیرفت، در تابستان هزاروسیصد و شصت و هفت خورشیدی برابر با تابستان هزارونهصد و هشتادوهشت میلادی بسته شد
زیر مجموعه های عمده پدیده ضد انقلابی جنبش سبز به ترتیب اهمیت تاریخی و سیاسی بشرح زیر میباشد
تغییر در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیش از مرگ خمینی
حذف فیزیکی خمینسم پس از تغییرات در قانون اساسی رژیم جمهوری اسلامی
آغاز مرحله استحاله سیاسی و ایدئولوژیک خمینیسم با حذف فیزیکی سید احمد خمینی
قتلهای زنجیره ای در راستای حذف دگر اندیشان واقعی و عمده کردن تصویر دگر اندیشان دروغین
قتلهای عنکبوتی در راستای حذف ماموران اطلاعاتی و فرماندهان سپاهی دگر اندیش واقعی ضد روند استحاله خمینیسم
تظاهرات دانشجوئی هفتاد وهشت خورشیدی در راستای بهرهجوئی از جنبش دانشجوئی جهت کسب مجدد قدرت خمینیسم توسط امثال موسوی خوئینیها
افشا مراکز امپریالیستی اتمی رژیم توسط نماینده بااصطاح شورای ملی مقاومت بدون اشاره به نقش امپریالیسم جهانی در راس آن ایالات متحده در تسلیح رژیم جمهوری اسلامی به تکنولوژی اتمی که سر آغاز آن ایران کنترا و ملاقات مک فارلین با سران رژیم در هتل لاله تهران در جلسه معروف کیک و کلت و انجیل بود
ایجاد جو ضد رژیم جمهوری اسلامی با بر پائی سمینارهای افشا قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت
قهرمانپروری و اسطوره سازیهای جعلی و شخصیت تراشیهای سیاسی جهت ایجاد اپوزیسیون کاذب داخلی با دستگیری عناصر خودی و ارکان اصلی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی پشت پرده رژیم نظیر ابراهیم نبوی، محسن سازگارا و اکبر گنجی
اعلام گفتمان تمدنها از طرف خاتمی
نامگذاری تروریستی بر ارتش آزادیبخش و سازمان مجاهدین که درس عبرتی باشد برای دیگر معتقدان به دفاع مسلحانه
حملات نظامی آمریکا به پایگاه اشرف و بمباران اعضا ارتش آزادیبخش
خلع سلاح ارتش آزادیبخش
دستگیری مریم رجوی و همراهان در پاریس و وادار کردن ایشان به قبول سر دادن شعار رفراندوم این است شعار مردم با لحجه آمریکائی ریچارد پرل در کنسرت شب همبستگی ایرانیان در واشنگتن
دامن زدن به سمینارهای کلیشه ای قتلعام زندانیان سیاسی تابستان شصت و هفت با هدف لوث کردن جنایت انجام شده
سازماندهی عناصر رکن اصلی نظام جمهوری اسلامی در خارج از ایران همچون آمریکا،استرالیا، کانادا و اروپا تا جائیکه محسن سازگارا رهنمود روزانه میسر تظاهرات در تهران را میدهد. او که خود از شهروندان ایالات متحده در دهه هفتاد میلادی بوده و همزمان با ورود خمینی به ایران بازگشته و از بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میباشد
اعزام فله ای دانشجویان کد دار رژیمی به کشورهای آمریکا، کانادا، استرالیا و اروپا جهت انجام وظیفه بدنه جنبش سبز در خارج از کشورو پذیرش فله ای این دانشجویان از طرف کشورهای نامبرده بالا
اولین جرقه جنبش سبز با تظاهرات ظاهراضد تقلب در انتخابات دوهزارونه میلادی با گزینش یکباره احمدی نژاد و پیروزی او
اگر چه سو استفاده اعتراضات دانشجوئی در تابستان هفتادو هشت خورشیدی از طرف امثال موسوی خوئینیها زمینه شخصیت سازیهای کاذب سیاسی امثال اکبر گنجی و غیره بود
ولی میر حسین موسوی با سابقه حمایت کامل از خمینی و مخالفت باتفکرات ضد خمینی در دوران نخست وزیری خود بهترین گزینه برای رهبری جنبش سبز ضد انقلابی بود، زیرا او بعنوان یکی از اعضا فعال و جوانترین عصو شورای انقلاب اسلامی به رهبری خمینی بهترین گزینه برای بازگرداندن ارکان اصلی انقلاب اسلامی تحت قانون اساسی جمهوری اسلامی به صحنه قدرت میباشد
اگر چه نیم نگاهی به ایران یک تصمیم جدید که در سال دوهزاروچهار میلادی توسط کمیته تشخیص خطر حاضر اعلام عمومی شد بخوبی بیانگر تلاش مغزهای متفکر سیاستسازان آمریکائی جهت حفظ محتوی جمهوری اسلامی در راستای یک شیعه اتمی جهت پیروزی تمدن غربی بر تمدن اسلامی میباشد.
حفظ محتوی بنیادگرائی اینبار مدرن اسلامی در ایران با ایجاد تغییرات ظاهری یعنی ایجاد رفروم جهت رجعت به گذشته یعنی خط آغاز انقلاب اسلامی، تنها راه برای پیروزی تمدن غربی بر تمدن اسلامی میباشد
کمیته تشخیص خطر حاضر که تحت نظر مستقیم دایره فعالیتهای ویژه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سیا فعال میباشد از مغزهای متفکر و سیاستسازان خبره آمریکائی همچون مادلین آلبرایت، سناتور جورج شولتز، سناتور جان کیل، جمز وولسی رئیس سابق سیا و بسیاری از نخبگان دانشگاهی از سراسر جهان در دهه های چهل تاکنون وظیفه طراحی مبارزه با کمونیسم در آمریکا و جهان را بعهده داشته و پیروزیهای جنگ سرد و نظم نوین جهانی را در پرونده تاریخی خود داراست
کمیته تشخیص خطر حاظر از سیاستگذاران انقلاب اسلامی در برکناری شاه از قدرت و جایگزینی او با خمینی بعهده داشته و در آخرین طرح سیاسی خود در خصوص ایران رای به برکناری خامنه ای از قدرت داده و آنگونه که میبینیم شعارهای امروزی نسل جوان ایران مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای میباشد
شعارها از حد نصر من الله و فتح القریب مرگ بر این دولت مردم فریب پیشتر نمیرود، زیرا همانگونه که اشاره شد نباید به کلیت رژیم آسیب برسد بلکه باید محتوی یک شیعه اتمی در جهان بویژه در منطقه خاورمیانه بشدت حفظ گردد، زیرا این شیعه اتمی تنها راه پیروزی تمدن غربی بر تمدن اسلامی میباشد
این روندی استکه با عملیات آژاکس در دهه پنجاه میلادی در ایران که منطقه سوق الجیشی تاریخی جاده ابریشم است آغاز شده. عملیاتی که هم اکنون نیز ادامه دارد
تفاوت بنیادگرائی مدرن اسلامی در ایران اسلامی چند ماهه آینده با بنیادگرائی گذشته ایران اسلامی در حضور چشم گیر کراواتیهای فارغ التحصیل از دانشگاههای خارج از کشور بویژه ایالات متحده که اکثرا نیز محل فارغ التحصیلی خود را پنهان خواهند کرد خواهد بود. یعنی اینکه بنیادگرائی اسلامی پوپولیسم سابق ایران اسلامی به بنیادگرائی مدرن اسلامی تکنو کراتها و بورکراتهای دانشگاهی تبدیل خواهد شد
یعنی اینکه تا کنون بازجویان با یک من ریش شکنجه میکردند و اعتراف هم میکردند به شکنجه البته تحت نام تعزیر ولی در ایران اسلامی مدرن پس از هر بار اعدام آقایان کراواتی منکر وجود شناسنامه ای قربانی خواهند بود
شاه و خمینی میکشتند و اعتراف میکردند که کشتیم، ولی اینان خواهند کشت و خواهند گفت که اصولا چنین شخصی در ایران وجود خارجی نداشته که ما او را اعدام کرده باشیم
مثل همه جاهای دیگر که بزودی شاهد خواهیم بود
وظیفه هدایت ایران یک تصمیم جدید بعهده کمیته ستاستگذاری ایران میباشد که در راس آن ریموند تنتر دوست گرامی شورای باصطلاح ملی مقاومت قرار دارد
باتوجه به رابطه های سیاسی و خانوادگی بسیاری از اعضا شورای باصطلاح ملی مقاومت با مشاوران میر حسین موسوی و کروبی مستقر در داخل و خارج از ایران بیهوده نیست که ساکنان اشرف شعار اصلی مجاهدین خلق ایران را که تنها ره رهائی جنگ مسلحانه است را به شعار تنها ره رهائی نبرد صد برابر تغییر داده اند
این نبرد صد برابر از کجای تمبان رجویها در آمده است خدا عالم است و بس
ولی بنظر میرسد که با این وضعیت با توجه به غیبت صغری کبری رجوی از صحنه بزودی ساکنان اشرف کفگیر و ملاقه بدست شعار یا حسن میر حسین سر دهند
این نیز عاقبت شعار رفراندوم این است شعار مردم با لحجه آمریکائی ریچارد پرل است
کوتاه سخن اینکه
خائنان و عمله های امپریالیسم و استکبارو استثمار همه در کارند
تا تو در غفلت بمانی و تکانی نخوری، جنبش سبز کنی و انقلابی نکنی
با تشکر
حسین مختار زیبائی
لینک به ایران یک تصمیم جدید
http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/37
¤ نوشته شده در ساعت ۱:۳٠ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
سهشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۸
جلو معامله رژیم با امپریالیستها را بگیریم
جلو معامله رژیم با امپریالیستها را بگیریم
حسین مختار زیبائی
چهارم ژانویه دوهزاروده میلادی
طبق اطلاع واصله از منابع موثق، طی تعطیلات سال نو مسیحی هیئت نمایندگی رژیم و یک هیئت از اروپا و آمریکا در ژنو سوئیس ملاقات کرده و نمایندگان رژیم ایران طی این ملاقات محرمانه از طرفهای اروپائی و آمریکائی خواسته است که تعدادی از فعالان سیاسی ایرانی مقیم این کشورها، از جمله آنهائیکه اخیرا در اروپا و آمریکا رهبری به اصطلاح جنبش سبز را بعهده داشته اند را تحویل داده و در ازای آن اتباع آمریکائی و اروپائیکه اخیرا توسط وزارت اطلاعات رژیم در ایران دستگیر شده اند را تحویل بگیرند
طبق همین اطلاع علت منتفی شدن سفر اروپائیها به ایران نیز همین مسله میباشد
این افراد شامل امثال اکبر گنجی، ابراهیم نبوی، وووووو غیره و ذالک میباشد، همچنین لیستی از افراد فعال سرنگونی طلب واقعی
اگر چه ما سابقه این افراد امثال گنجی و غیره و ذالک را بخوبی میدانیم، ولی باید از تحویل آنها به رژیم ایران جلوگیری کنیم، زیرا اگر رژیم ایران موفق شود که آمریکائیها و اروپائیها را وادار به این معامله شنیع کند، دیر یا زود دیگران را نیز از اروپائیها و آمریکائیها خواهد خواست
پس علی رغم اینکه میدانیم جنبش باصطلاح سبز در جهت تثبیت نظام جمهوری اسلامی در ایران شکل گرفت، ولی باید به هر طریق ممکن از معامله ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی با امپریالیستها جلو گیری کنیم
از طرفی نیز باید توجه کنیم که بی جهت نبوده که نام تنی چند از افراد اپوزیسیون ایرانی در لیست پلیس بین الملل بعنوان تورریست قرار گرفته است، این سر آغاز یک معامله کثیف است
مجموعه بالا و همچنین زمزمه تحویل ساکنان اشرف، خبر از یک زد و بند بسیار کثیف ضد انسانی بین رژیم و امپریالیستها میدهد
من به این باور هستم که جنبش سبز حربه ای بود جهت به انحراف کشانیدن خشم ملت ایران در راستای تثبیت نظام ضد بشری جمهوری اسلامی ایران
من علی رغم باورهایم مبنی بر اینکه جنبش سبز در راستای تثبت نظام جمهوری اسلامی بعنوان یک شیعه اتمی در جهان اسلام، برای پیروزی در برخورد تمدنها که لازمه نهائی کردن جهانی سازی سرمایه است، ولی بشدت با تحویل دادن هر ایرانی با هر مرام مسلکی که داشته باشد به رژیم ایران قویا مخالف هستم
باور دارم که همه ما اینگونه هستیم، زیرا نمیخواهیم به رژیم و اربابان امپریالیست آنها فرصت نسل کشی بیشتر ایرانیان را بدهیم، پس باید هر چه در توان داریم را برای بهرهبرداری بهینه از خشم ملت ایران در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی، و پیروزی انقلاب مستقل ملت ایران بکار گیریم، و عین حال نیز هشیاری خود را کاملا خفظ کنیم
پس هشیاری خود را حفظ کنیم تا سر بزنگاه معاملات کثیف جمهوری اسلامی با اربابان امپریالیست خودش غافلگیر نشویم
با احترام به شهدا ملت ایران و خانواده گرامی ایشان
با حترام به آزادیخواهان در بند
با احترام به ملت ایران
زنده باد آزادی
پیروز باد انقلاب مستقل ملت ایران
مرگ بر جمهوری اسلامی
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٠٠ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
جمعه ٢٤ مهر ،۱۳۸۸
موضوع مرگ خامنه ای دسیسه رژیم و امپریالیستها
موضوع مرگ خامنه ای دسیسه رژیم و امپریالیستها
حسین مختار زیبائی
جمعه شانزدهم اکتبر دوهزارونه میلادی
اخیرا رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، به همراه حامیان دشمن نمای خود امثال مایکل لدین و خبرگذاریهای امپریالیستی که ظرف سی سال گذشته جز حمایت تمام عیار ازرژیم ضد بشری دستنشانده آمریکائی جمهوری اسلامی حاکم بر ایران در ظاهر عوامفریبانه دشمنی چیزی بیش در پرونده ننگین خود ندارند، اقدام به پخش اخبار مرگ خامنه ای رهبر رژیم ضد بشری حاکم بر ایران کرده اند
این گونه خبرها حتی اگر هم صحیح باشد انحرافی است، زیرا جمهوری دستنشانده اسلامی ضد بشر حاکم بر ایران یک رژیم با نظام حکومتی خاص خود بوده و هست و خواهد بود، بنا براین قائم به فرد یا افراد نمیباشد
همانگونه که وقتی خمینی که بنیانگذار جمهوری اسلامی بود نیز مرد ولی آب از آب تکان نخورد که هیچ بلکه امروزه میبینیم دامنه جنایتهای رژیم ضد بشری حاکم بر ایران بسیار گسترده تر از آنچه بود گشته
بنابراین ملت ایران باید هشیارانه به مبارزات واقعی خود برای پیروزی انقلاب مستقل خود ادامه دهد، نه با توسل جستن به امثال موسوی، کروبی هاشمی و غیره که خود نیز بخشی از جنایتکاران رژیم ضد بشری حاکم بر ایران میباشند
دلخوش بودن و دلخوش کردن به مرگ خامنه ای جز بازی رژیم و حامیان جهانی امپریالیستی آنها نیست
باید مبارزات واقعی را بدور از هر گونه محور قراردادن رژیمیها و حامیان جهانی آنان ادامه داد
مرگ بر جمهوری اسلامی دستنشانده ضد بشر حاکم بر ایران
نا بود باد امپریالیسم جهانی
با مید پیروزی انقلاب مستقل ملت ایران
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
یکشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٧
هالوین، جمهوریخواهان و دمکراتها
هالوین، جمهوریخواهان و دمکراتها

کاریکاتور هالوین و انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، کار نویسنده بوده و دارای کپی رایت میباشد
ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده
حسین مختار زیبائی
اول اکتبر دوهزاروهشت میلادی
اگر چه من نمیدانم چقدر شکلات توسط جمهوریخواهان و دمکراتها صرف جمع آوری رای برای کاندیداهایشان در طول هالوین شده است، که البته زیاد هم مهم نیست، اما علاوه بر دیگر سیاستها، لیست زیر الویتهای دولتهای بعدی ایالات متحده در طول هشت سال آینده خواهد بود
سیاست خارجی
تقویت موقعیت در عراق
تقویت موقعیت در افغانستان
تقویت موقعیت در ازبکستان
تقویت موقعیت ایران در عراق و افغانستان
حمایت و تقویت موقعیت ایران در خاورمیانه
اتخاذ سیاستهای لازمه پیروزی در برخورد تمدنها
برداشتن قدمهای نهائی در تکمیل جهانی سازی
سیاست داخلی
اجرای قانون کمیسیون نظامی مصوبه دوهزار و شش میلادی
اجرای قانون مقابله با رادیکالیزم و تروریسم خانگی مصوبه دوهزار وهفت میلادی
تصویب قوانین جدید اقتصادی برای تغییرو هماهنگی نحوه زندگی آمریکائیان با متدهای جدید اقتصادی جهانی سازی
آماده سازی آمریکائیان و جهانیان برای مواجه با تغییرات جغرافیائی آینده ایالات متحده
اگر چه باگفتن اینکه
من متوجه شده ام که در الگوئی که از ساختار اساسی که چگونگی کارکرد دنیا را تعیین میکند داشته ام خطائی وجود دارد. دقیقا به همین دلیل بسیار حیرت کردم، چرا که من چهل سال یا بیشتر بود که با شواهد بسیاری قانع شده بودم که آن ایدئولوژی کار میکرد، آنهم با موفقیت زیاد، معمار سرمایه داری آمریکا، رئیس سابق بانک مرکزی یا "ذخیره فدرال" ایالات متحده، آلن گرینسپن، تلاش کرد تا تاثیر طبیعی جهانی سازی بر اقتصاد آمریکا را پنهان کند، اما بخوبی روشن استکه ایفای نقش حکومت ایالات متحده در بانکها وبویژه در وال استریت معنایش سوسیالیزم نیست
خیلیها باور دارند که این نشان یک بحران هژمونیک در اقتصاد ایالات متحده است که میرود در نهایت کار امپریالیسم آمریکا را یکسره کرده و به جهان تک قطبی پایان دهد، در حالیکه، کاملا واضح استکه، آنچه که ما شاهدش هستیم، گذر به محتوی پیچیدهتر تغییرات بزرگ سیاسی و اقتصادی بر پایه جهانی سازی در راستای تکمیل پروژه تنها ابر قدرت جهان و یا ابر قدرت تنهای جهان است
تغییراتیکه نه تنها باعث جغرافیای کاملا جدید برای ایالات متحده در آینده خواهد شد، بلکه جهانی کاملا متفاوت از گذشته را رقم خواهد زد
هالوین شما مبارک
توضیحات برای فارسی زبانان در خصوص
قانون کمیسیون نظامی مصوبه دوهزاروشش میلای، معروف به قانون شکنجه میباشد که با مخالفت شدید سازمانهای حقوق بشری آمریکائی و جهانی قرار گرفت، که به سرویسهای امنیتی و ارتش آمریکا اجازه بازداشت بدون توضیح و حتی شکنجه جهت کسب اطلاعات را تمام و کمال اعطاء میکند، این قانون بیشتر حقوق افراد مقیم ایالات متحده آمریکا را مستقیما نشانه گیری میکند، و تخمین زده میشود که در صورت اجرای این قانون نه تنها بسیاری با شکنجه های طاقتفرسا حتی در داخل ایالات متحده مواجه خواهند شد بلکه بسیاری از آنانی که موفق بدریافت شهروندی ایالات متحده آمریکا نشده اند با خطر دیپورتهای گسترده مواجه میشوند. تاکنون تلاشهای سازمانهای حقوق بشری آمریکائی و جهانی جهت لغو این قانون بجائی نرسیده است. نویسنده بعنوان مخالف سر سخت این قانون و یک بازمانده و قربانی شکنجه از ایران، علیه این قانون هم در سخنرانی خود در برابر کاخ سفید و هم در کنگره آمریکا در ماه ژوئن دوهزاروهفت میلادی موضعگیری کرده ام. ولی معتقدم که این مخالفتها همچنان ناتوان خواهند بود و این قانون بزودی به اجرا گذاشته خواهد شد
قانون مقابله با رادیکالیزم و تروریسم خانگی مصوبه دوهزار وهفت میلادی، قانون مبارزه با تحرکات رادیکال سازمانها و گروههای سیاسی در داخل ایالات متحده است که با بهرهجوئی از قانون میهن پرستی که به سرویسهای امنیتی ایالات متحده اجازه تعریف و تفسیر تروریسم را میدهد، علیه شهروندان آمریکائی و اعمال انقلاب گونه آنها، توسط کنگره آمریکا تصویب شده است ولی همچنان در سنای آمریکا بدلیل مخالفتهای شدید مخالفان سیاسی دولت آمریکا زمین گیر شده است. نویسنده خود در یکی از جلسات تنی چند از نمایندگان سنای آمریکا در خصوص سوء استفادههائیکه مراجع امنیتی دولت ایالات متحده میتوانند از این حتی در اعدام مخالفان سیاسی دولتهای آمریکائی و حکومت آمریکا، بعمل آورند بعنوان یک شهروند ایالات متحده آمریکا و یکفرد با تجربه از قانون مشابه در ایران سخنرانی کرده و پاسخ کتبی نماینده اکثریت سنای آمریکا، سناتور هری رید، را نیز دریافت کردم که ایشان قول داده که با کمک تمامی همکاران خود، از تصویب این قانون بشکلی که در کنگره بتصویب رسیده است جلوگیری کند. ولی نویسنده معتقد هستم که این قانون ولو با تغییرات وعده داده شده هم اگر به تصویب سنای آمریکا برسد، باز هم بسیاری از شهروندان آمریکائی مخالف حکومت ایالات متحده را به زندانهای مخفی در ایالات متحده فرستاده و بسیاری را نیز به کام مرگ خواهد کشاند
با احترام
حسین مختار زیبائی
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٠٩ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
چهارشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٧
اوباما یا مک کین چه فرقی میکند
اوباما یا مک کین چه فرقی میکند
ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده
حسین مختار زیبائی
دوشنبه بیستم اکتبر دوهزاروهشت میلادی
بطور خلاصه
بر اساس بند اول اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، قدرت اجرائی باید در ید ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا باشد
بنابراصل بالا، ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا، بعنوان رئیس دولت، ریاست بخش اجرائی حکومت ایالات متحده آمریکا را عهده دار است، او نه قانون گذار است و نه سیاستساز
بر اساس بند دوم اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا، سمت فرماندهی کل قوای نظامی اعم از ارتش و نیروی دریائی ایالات متحده، و همچنین، نظامیان و شبه نظامیان را در ایالتهای مختلف را بر عهده دارد
بر اساس پاراگراف دهم از بند هشتم اصل اول قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، اختیار اعلام جنگ، اهداء نامه های عفو و بخشودگی، و تصمیمگیری در خصوص سرزمینهای اشغال شده در جنگ توسط قوای مسلح ایالات متحده بعهده کنگره ایالات متحده آمریکا میباشد
با توجه بر اصل بالا یعنی اصل هشتم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، اگرچه ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا فرماده کل قوای مسلح ارتش ایالات متحده آمریکاست، ولی همچنان اختیار اعلام جنگ در ید کنگره ایالات متحده است، و ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا فاقد اختیار در اعلام جنگ است.برای مثال عملی بیشتر در این خصوص لطفا به پاورقی شماره یک مراجعه کنید
بر اساس بند هفتم اصل اول قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، اختیار تصویب لوایح پیشنهادی و آماده سازی تبدیل آنها به قانون، بعهده مجلس نمایندگان ایالات متحده است، ولی مجلس سنای ایالات متحده میتواند نظرات خود را به لوایح تصویب شده اعلام وبصورت تبصره و یا متمم اضافه نموده و و آن را به تصویب نهائی کنگره آمریکا برساند. شمارههای کلاسه بندی مصوبات در سنای آمریکا میتواند با شمارههای کلاسه بندی همان مصوبات در مجلس نمایندگان متفاوت باشد. هر لایحه پس از تصویب نهائی مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریکا، باید بصورت مصوبه در اختیار رئیس جمهور ایالات متحده قرار گیرد تا با امضاء او به قانون تبدیل گردد.اگر ریاست جمور با این مصوبه موافق بود میتواند با امضاء آن مصوبه آنرا به قانون تبدیل کند و اگر موافق نیست باید آنرا به همراه دلیل مخالفت خود به مجلس نمایندگان ایالات متحده بازگرداند. مجلس نمایندگان ایالات متحده باید مخالفت و دلیل مخالفت ریاست جمهور با مصوبه مذکور را درجریده رسمی خود بطور مشروح و علنی بچاپ رسانیده و در معرض دسترس عموم قرار دهد ضمن اینکه باید در حد امکان تغییرات لازمه را در مصوبه مذکور ایجاد نمایند. چنانچه مصوبه کنگره با عدم موافقت ریاست جمهور مواجه نشد،باید با امضاء او به قانون تبدیل گردد. عدم موافقت ریاست جمهور با مصوبات کنگره باید ظرف مدت زمان قانونی ده روز باستثناء روزهای یکشنبه که جزوء این ده روز محسوب نمیگردد، رسما به کنگره آمریکا اعلام گردد. بعد از ایجاد تعییرات مورد نظر در حد امکان، آن مصوبه مجددا به ریاست جمهور تقدیم و با امضاء او به قانون تبدیل خواهد شد
هر گونه دستور، مصوبه، و یا رای، باید به تائید ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا برسد، و اگر در نهایت او تائید نکرد، باید با موافقت دوسوم آراء موافق مجلس نمایندگان و سنای آمریکا و براساس مقتضیات مصوبات، به تصویب رسیده و به قانون تبدیل گردد
با توجه به اصل هفتم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، مشروحه در بالا، حتی حدود اختیارات ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا که مبتنی بر قانون اساسی ایالات متحده میباشد، تابع تصمیمات نهائی نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده است، بر اساس نص صریح قانون اساسی ایالات متحده آمریکا. برای روشن شدن بیشتر این مورد به مثال شماره دو در پاورقی همین مقاله توجه فرمائید
اوباما یا مک کین، چه فرقی میکند
بطور اجمال، بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
بند اول اصل اول، کنگره آمریکا، قوه مقننه حکومت ایالات متحده آمریکا میباشد
بند اول اصل دوم، ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، بعنوان رئیس دولت مسئول قوه مجریه حکومت ایالات متحده آمریکاست
بند اول اصل سوم، دیوان عالی کشور، قوه قضائیه ایالت متحده امریکاست
پس سیاستسازان آمریکائی چه کسانی هستند و اصولا کجا هستند
اوباما یا مک کین، چه فرقی میکند
پاورقیها
مثال جهت نشان دادن اینکه بوش در حمله به عراق مستقل عمل نکرد بلکه با قدرتی که کنگره آمریکا به او تنفیذ کرد به عراق لشکر کشی کرد، و اصولا ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا اختیار اعلام جنگ ندارد بلکه بعنوان فرمانده کل قوای مسلح آمریکا، باید اعلام جنگ از کنگره را دریافت و به پنتاگون ایالات متحده دستور حمله را صادر کند
پاورقی اول، بر اساس خبر سی ان ان به تاریخ پجنشنبه دهم اکتبر دوهزارودو میلادی دویست و نودوشش نماینده کنگره آمریکا با رای مثبت خود در برابر یکصدوسی وسه رای مخالف، موافقت خود با حمله نظامی بوش به عراق را رسما اعلام کرده و به رئیس جمهور بوش اختیار حمله نظامی به عراق را تنفیذ کردند
http://archives.cnn.com/2002/ALLPOLITICS/10/10/iraq.us
مثالها جهت نشان دادن اینکه اصولا حدود اختیارات قانونی ریاست جمهور ایالات متحده آمریکا، تابع تصمیمات نهائی متخذه توسط نمایندگان مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکاست
پاورقی دوم، قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی کشورهای خارجی هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، قانونی استکه در بیست و پنجم اکتبر هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی توسط کنگره ایالات متحده بتصویب رسید و با امضاء رئیس جمهور وقت به قانون مبدل گشت. طبق اینقانون سرویسهای ضد جاسوسی ایالات متحده آمریکا، اختیار دارند تا با اتخاذ اقدامات لازمه شامل، کارگذاری میکروفن، و دیگر ابزارهای لازمه در محل اقامت ماموران خارجی، و حتی کنترل و شنود شهروندان ایالت متحده آمریکا، و یا افراد مقیم ایالات متحده
http://en.wikipedia.org/wiki/Foreign_Intelligence_Surveillance_Act
قانون مهین پرستی، معروف به پاتریوت آکت، مصوبه کنگره ایالات متحده آمریکاست، که توسط امضاء رئیس جمهور بوش در بیست وششم اکتبر دوهزارویک میلادی مبدل به قانون گشت. که در واقع به سرویسهای امنیتی ایالات متحده آمریکا اختیار ترجمه و تعریف تروریسم را میدهد
http://en.wikipedia.org/wiki/USA_PATRIOT_Act
شنود غیر قانونی شهروندان آمریکائی توسط دولت بوش، که برای اولین بار توسط نیویورک تایمز در دسامبر دوهزاروپنج میلادی عمومی شد، که توضیح میداد چگونه اداره امنیت ملی آمریکا تحت مسئولیت دولت بوش از دوهزارودو میلادی بطور غیر قانونی تمامی مکالمات شهروندان آمریکائی را شنود میکرده است، قانونی است که از ژوئن دوهزار میلادی بطور قانون ابلاغ گشته بوده است، در حالیکه مخالفان این قانون معتقدند این قانون ضد اصل آزادیهای اجتماعی و فردی مندرج در قانون اساسی ایالات متحده آمریکاست
متمم قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی خارجی هزارونهصدوهفتادوهشت میلادی، که در دهم جولای دوهزاروهشت میلادی به تصویب کنگره ایالات متحده آمریکا رسید، به قانون ضد جاسوسی علیه سرویسهای امنیتی وسعت عمل بیشتری میدهد
http://en.wikipedia.org/wiki/FISA_Amendments_Act_of_2008
با توجه به مجموعه بالا و اینکه رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در هیچیک از اختیارات قانونی خود نیز قادر به عملکرد مستقل نمیباشد
اوبایا مک کین، چه فرقی میکند
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۳٠ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
سهشنبه ٢ مهر ،۱۳۸٧
حقایق پشت پرده مسائل اشرف در عراق
ترجمه از متن اصلی در سایت انگلیسی نویسنده
حسین مختار زیبائی
بیست ودوم سپتامبر دوهزاروهشت میلادی
مردم اجازه ندهید این شارلاتان ها شما را فریب دهند
این نوشته در خصوص حقایق پشت پرده مسائل اخیر مربوط به اعضاء ارتش آزادیبخش ملی ایران است که در کمپ اشرف در عراق میباشند. این نوشته بر اساس یک جلسه که من شخصا در آن حضور داشته و شاهد بودم، نگاشته شده است
من همیشه گفته ام و اینبار نیز تکرار میکنم که مجاهدین ایران نه تنها تروریست نیستند، بلکه مردم ایران برای مجاهدین احترام بسیار ویژه ای قائلند. ولی اینها که در صحنه خود را مجاهد معرفی میکنند، نه تنها مجاهد نیستند، بلکه از نام نیک و تاریخ سراسر مبارزه و دلیری و رشادت مجاهدین واقعی ایران بنفع خود سوء استفاده میکنند. واقعیت این استکه رژیم ایران همه مجاهدین واقعی را کشت و دیگر مجاهدی باقی نمانده است

در تاریخ بیست و چهارم اکتبر دوهزاروسه میلادی کنفرانسی به همت عفو بین الملل در دانشگاه جرج واشنگتن در شهر واشنگتن دی سی در گرامیداشت قتلعام زندانیان سیاسی ایران برگزارشد.من بعنوان بازمانده و شاهد آن قتلعام در این کنفرانس سخنرانی کردم
پس از کنفرانس طی جلسه ای تعدادی از اعضاء باصطلاح شورای ملی مقاومت ایران بخوانید شوربای ضد مقاومت ملت ایران، گفتند که ما مجبور هستیم که اعضاء رده بالا و کیفی ارتش آزادیبخش ملی ایران را جدا کرده و بقیه افراد کمی را به ایران بفرستیم
من سئوال کردم که، بنابراین شما میخواهید ایرانیان عضو ارتش آزادیبخش ملی ایران را به رژیم ایران تسلیم کنید تا همه را بکشد
ایشان پاسخ دادند، نه، رژیم ایران قول داده این افراد را نخواهد کشت، این تعهد رژیم ایران به سیاستگذاران آمریکائیست
من پرسیدم، آیا شما به سیاستگذاران آمریکائی و تعهدات رژیم ایران به سیاستگذاران آمریکائی اعتماد میکنید
پاسخ دادند که، چاره دیگری نداریم، بله ما اعتماد میکنیم
من گفتم که، پس شما به رژیم ایران اعتماد میکنید و همزمان این رژیم را دشمن خود میدانید
پاسخ دادند که، ما به سیاستگذاران آمریکائی اعتماد میکنیم، نه رژیم ایران
من گفتم که، آیا نمیدانید که رژیم ایران نتیجه سیاستهای سیاستسازان و سیاستگذاران آمریکائی از هزارونهصدو پنجاه و سه میلادی تا کنون میباشد
من افزودم که، من یک عضو شورا نیستم، بنابراین مجبور به تمکین از تصمیمات سیاستگذاران آمریکائی و توافقات ایشان با رژیم ایران نیستم، نه به سیاستگذاران آمریکائی اعتماد میکنم و نه به قولها و تعهدات رژیم ایران به سیاستگذاران آمریکائی، من یک انقلابی مستقل هستم و از سیاستهائی تبعیت میکنم که منافع جنگ انقلابی مردم ایران در برابر رژیم جمهوری دستنشانده اسلامی حاکم بر ایران را کاملا تامین و تضمین میکند
آنها پاسخ دادند که، اگر نخواهی از سیاستها تمکین کنی، با مشکلات بسیاری مواجه خواهی شد، ما اعتبار ترا در جامعه کلا از بین خواهیم برد، برایت بسیار مشکلات ایجاد خواهد شد، ما از همه ابزار موجود اعم از تلویزیون، رادیو، نشریه، و وبسایتها بهره خواهیم جست تا تورا کاملا خراب کنیم، ترا یک شورشی ضد آمریکائی به مسئولان دولت آمریکا معرفی خواهیم کرد، مهمتر از همه اینکه میدانی که نیروهای ما همه جا هستند پس بهتر استکه از سیاستهای اتخاذی تبعیت کنی
من پاسخ دادم، تهدید نکنید، هر کاری ازتان ساخته است کنید، رژیم ایران خیلی بیشتر از شما داشت ولی نتوانست من را متوقف کند، ظرف تمامی این سالها شما حقایق پشت پرده سلاحهای هسته ای رژیم و نقش دولتهای آمریکائی در تسلیح رژیم به این سلاحها را از مردم و افکار عمومی پنهان کرده اید، شما دارید ایران یک تصمیم جدید را مو بمو در ایران بمورد اجرا میگذارید، اعلام رفراندم کرده اید، و حالا میخواهید یک مشت بی گناه عضو ارتش آزادیبخش را دستی دستی به ایران بفرستید تا رژیم آنها را سلاخی کند،من یکی نه از شما و نه از سیاستگذاران آمریکائی تبعیت نخواهم کرد، بزودی این شما هستید که اعتبارتان را در افکار عمومی مردم ایران از دست داده و درست هنگامی که سیاستگذاران آمریکائی شما را تنها خواهند گذاشت، ملت ایران در کنار جنایتکاران حاکم بر ایران شما را نیز به محاکمه خواهند کشید
از هزارونهصد و هشتادوشش میلادی جوانان ایرانی را به حضور در ارتش آزادیبخش ملی ایران تشویق کردید، و حالا بر اساس سیاستهای سیاستگذاران آمریکائی میخواهید این بی گناهان را به ایران بفرستید تا رژیم آنها را سلاخی کند. اشتباه نکنید من این را بموقع افشاء خواهم کرد، هر چه میخواهید کنید، اعتبار من را هم خراب کنید اصلا برایم مهم نیست، من را به اربابان آمریکائیتان هر چه میخواهید معرفی کنید،از اربابان آمریکائیتان بخواهید من را زندانی کنند و یا حتی بکشند، من بموقع این خیانت را افشاء خواهم کرد سیاست شما مبنی بر تسلیم اعضاء ارتش آزادیبخش ملی ایران به رژیم یک خیانت کاملا آشکار به انقلاب ملت ایران و به ملت ایران است، و بزودی بخواهید یا نخواهید تاریخ شما را به عنوان خائنان قضاوت خواهد کرد، حال بروید هر غلطی میخواهید کنید
توجه به این نکته ضروری استکه، جنگ انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی دستنشانده حاکم بر ایران همیشه از غده سرطانی مثلث شوم سیاستسازان آمریکائی، رژیم ایران و خائنان شامل باصطلاح مجاهدین، باصطلاح ضد مجاهدین و سلطنت طلبان در عذاب بوده است
از دوهزاروسه تاکنون ائتلاف سرویسهای امنیتی آمریکا، رژیم ایران و خائنان بارها تلاش کرده اند تا به اشکال مختلف مشکلات عمده ای را برای من ایجاد کنند
این خائنان همچنین یک تیم باصطلاح ضد مجاهدین ساخته اند که در ظاهر مخالف مجاهدین هستند و ادعا میکنند که از مجاهدین جدا شده اند، در حالیکه هر دو طرف در خدمت کمیته سیاستگذاری ایران بوده و در راستای اجرای ایران یک تصمیم جدید به سیاستسازان آمریکائی خدمت میکنند
چند روز پیش خبری را در سایتهای ایرانی مبنی بر اینکه تعداد سیصد تن از عضاء رده بالا ارتش آزادیبخش از بقیه جدا شده اند را دیدم، معنایش این استکه بزودی بقیه افراد باقی مانده به رژیم ایران تحویل خواهند شد
هر طوری هست ما باید جلو این توطئه را بگیریم و اجازه ندهیم تا این افراد بی گناه به رژیم ایران تحویل شوند
اجازه ندهید شارلاتانها شما را فریب دهند، آنچه که در مورد شهر اشراف جریان دارد بر اساس سیاستهای از پیش تعیین شده ای استکه من شاهد بوده ام که توسط سیاستگذاران آمریکائی، رژیم ایران و خائنان معروف به اعضاء شورای ملی مقاومت از سالها قبل اتخاذ شده اند، برای همین استکه من این شورا را شوربای ضد مقاومت ملت ایران مینامم
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۳٠ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
دوشنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٧
جمعه سیاه، روزی که زندگی من را کاملا تغییر داد
ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده
حسین مختار زیبائی
هشتم سپتامبر دوهزاروهشت میلادی
قبل از هفدهم شهریور هزاروسیصد و پنجاه و هفت، من معنای جرم علیه بشریت و بی عدالتی را میدانستم ولی در آن جمعه سیاه من جزو آندسته ای بودم که این معانی را تجربه کرده و آموختم
جمعه سیاه روزی بود که برای اولین بار من صدها کشته را بر آسفالت خیابان و در بیمارستان دیدم
روزی بود که من شاهد بودم چه آسان سربازان شاه مردم بی گناه ایران را کشتند. سربازانیکه مسلح به سلاحهای آمریکائی بودند که ایالات متحده از هزارونهصد و پنجاه وسه میلادی که شاه با عملیات سی آی ای معروف به آژاکس به ایران بازگشت در ازای نفت ایران به شاه اعطاء کرده بودند
نمیدانم من و پدرم چگونه از آن قتلعام جان سالم بدر بردیم، ولی ما توانستیم تعداد بسیاری از مجروحان را به بیمارستانها برسانیم، و در نهایت همراه دیگر مردم مجبور شدیم با سربازان حکومت نظامی در گیر شویم تا بتوانیم از حلقه محاصره خارج گردیم
همان روز پدرم مجبور شد برود، زیرا بعنوان یک افسر نیروی هوائی شاه جان او در خطر بود
اگرچه تا ماهها بعد پدرم را ندیدم، اما هم ضد اطلاعات نیروی هوائی شاه و هم ساواک بدنبالش بودند، من میدانستم که او در دادگاههای نظامی شاه غیابا محکوم به اعدام شده است
سه سال بعد در بیست و ششم شهریور سال هزاروسیصدوشصت جمهوری دستنشانده اسلامی پدرم را در زندان اوین با تیرباران بقتل رسانید
در هزاروسیصدوشصت و پنج در زندان اوین به بازجویان رژیم اسلامی گفتم که، حکم اعدام پدر من را شاه صادر کرد و شما آن حکم شاه را اجرا کردید
در آن جمعه سیاه من بعنوان یک نوجوان پانزده ساله، همچنین آموختم که دفاع از خود، حق بشر میباشد و ضرورت زنده ماندن
بعدها من آموختم وتجربه کردم، که پیروز همیشگی کسی استکه، سریعتر ماشه را میچکاند
آن جمعه سیاه، روزی بود که، من خودم را بعنوان یک جنگجوی پانزده ساله جنگ انقلابی مردم ایران در میدان نبرد یافتم، نبردی که هنوز هم ادامه دارد
جهت دیدن فیلم مستند جمعه سیاه لطفا لینک زیر را کلیک کنید
http://www.youtube.com/watch?v=qjg5CcXOgCM&eurl=
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٠٩ ب.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
یکشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٧
درخواست اقدام عاجل از شورای امنیت سازمان ملل متحد و جامعه بشری
درخواست اقدام عاجل از شورای امنیت سازمان ملل متحد و جامعه بشری
این متن به زبان اصلی انگلیسی به شورای سازمان ملل متحد، سازمانها و ادارات تابعه دولت ایالات متحده و سازمانهای حقوق بشری جهانی و مطبوعات بین المللی ارسال گردیده است
حسین مختار زیبائی
یکشنبه هفدهم آگوست دوهزاروهشت میلادی
بر اساس گزارشات دریافتی از منابع موثق
اخیرا مغزهای کج اندیش در رژیمهای جمهوری دستنشانده آمریکائی اسلامی حاکم بر ایران، و دولت آمریکا، بر اساس سیاستهای برخی از سیاستسازان آمریکائی در حال کار بر پروژ ه ای هستند که چگونه میتوانند تعدادی انسان بی گناه را با چند عملیات تروریستی کشته و مبارزان ایرانی را مسئول این عملیاتهای تروریستی معرفی کنند
این جنایتکاران همچنین در حال کار بر پروژه آدمربائی و کشتن آمریکائیهائی هستند که تحت عنوان باصطلاح صلح طلبان به ایران سفر میکنند، تا بدینوسیله مسئولیت آدمربائیها و کشتار آمریکائیها در ایران را نیز به مخالفان بازگشائی سفارت آمریکا در ایران نسبت دهند تا بدینوسیله زمینه دیپورت مبارزان و آزادیخوهان ایرانی از ایالات متحده و سراسر جهان و تسلیم آنها به جمهوری اسلامی دستنشانده آمریکائی حاکم بر ایران را فراهم کنند
بر اساس خبر منتشره توسط ایرنا خبر گزاری رسمی جمهوری دستنشانده اسلامی حاکم بر ایران، رئیس جمهور الجزایر آقای عبدالعزیز بوتفلیقه در راس یک هیئت عالی رتبه اقتصادی و سیاسی روز دهم آگوست دوهزاروهشت میلادی به تهران وارد شد لینک به خبر ورود ایشان به تهران ضمیمه است
بر اساس گزارشات رسیده از منابع موثق، جلسات جاری مابین هیئت الجزایر و سران جنایتکار جمهوری اسلامی دستنشانده حاکم بر ایران بویژه رهبری این رژیم، در خصوص روابط آینده رژیمهای جمهوری اسلامی دستنشانده و آمریکا و بازگشائی سفارت آمریکا در تهران میباشد
بازگشائی سفارت آمریکا در تهران بر اساس ایران یک تصمیم جدید که لینک به آن ضمیمه است صورت خواهد گرفت
ایران یک تصمیم جدید در واقع مدرک غیر قابل انکاری استکه همکاری سرویسهای مخفی و امنیتی ایران و آمریکا را اثبات میکند
ایران یک تصمیم جدید سیاست باصطلاح جدید ایالات متحده در قبال ایران میباشد که توسط سناتور جان کیل، سناتور جوزف لیبرمن ، سناتور جورج پی شولتز،و آقای آر جمیس ولسی مدیر سابق سیا در صحنه و تعدادی بسیاری دیگر پشت صحنه مثل سناتور ریموند تنتر، ریچارد پرل و بسیاری دیگر که همگی آنها از افسران سابق سیا، پنتاگون، و مرتبط با وزارت خارجه ایالات متحده هستند اتخاذ شده و اینان در کمیته سیاستگذاری ایران وابسته به کمیته تشخیص خطر موجود و حاضر که در ظاهر یک سازمان غیر دولتی یعنی ان جی او میباشد فعالند
اگر چه ایران یک تصمیم جدید در دسامبر سال دوهزاروچهار میلادی عمومی گردید، و تمامی سیاستها در ارتباط با ایران بر اساس ایران یک تصمیم جدید هستند که ظاهرا کمیته سیاست گذاری ایران مسئول اجرای آنهاست. کمیته سیاستگذاری ایران در فوریه دوهزاروپنج میلادی پایه گذاری شده است، ولی تحقیقات و مطالعات ثابت میکنند که ایران یک تصمیم جدید از دهه هشتاد میلادی آغاز گشته است و تداوم عملیات آژاکس هزارونهصد وپنجاه وسه میلادی سی آی ای میباشد. بر اساس همین تحقیقات و مطالعات سرهنگ ایالات متحده اولیور نورث در ایران بوده تا بر اساس ایران یک تصمیم جدید به رژیم ایران در دستیابی به تکنولژی هسته ای کمک کند.کمیته سیاستگذاری ایران مجموعه ای از سیاستمداران و افسران سابق کاخ سفید، وزارتخارجه، پنتاگون، سرویسهای امنیتی شامل سی آی ای و ارتش آمریکا میباشد.علاوه بر نخبگان فارغ التحصیل دانشگاههای آمریکا و جهان، از دیگر اعضاء کمیته سیاستگذاری ایران میتوان به آر بروس مک کولم، ژنرال دو ستاره بازنشته توماس مک اینرنی از نیروی هوائی آمریکا، کاپیتان بازنشسته چارلز تی چوک از نیروی دریائی آمریکا، ژنرال دو ستاره بازنشسته ادوارد روونی از نیروی هوائی آمریکا، و ژنرال بازنشسته چهارستاره پاول ای والری از ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا اشاره کرد
طی سی سال گذشته سیاستسازان و دولتهای آمریکائی و سیا با ایجاد و تعمیق و گسترش توهم مخالفت و جنگ با جمهوری اسلامی، تلاش کرده اند تا تمایل خود به حفظ جمهوری اسلامی در ایران را با ایران یک تصمیم جدید را مخفی نگه دارند. ایران یک تصمیم جدید در امتداد عملیات آژاکس سیا در دهه پنجاه میلادی میباشد. دولتها و سیاستسازان آمریکائی به جمهوری اسلامی بعنوان یک شیعه اتمی برای پیروزی در برخورد تمدنها نیاز دارند تا با پیروزی در برخورد تمدنها پروژه جهانی سازی سرمایه را تکمیل کنند
مادامیکه بازگشائی سفارت آمریکا در تهران بر اساس ایران یک تصمیم جدید میباشد، اما هر دو رژیمهای ایران و آمریکا باید تعهدات قانونی خود در قرارداد الجزایر را مد نظر قرار دهند
قرارداد الجزایر منعقده در نوزدهم ژانویه هزارو نهصد و هشتاد ویک میلادی، برای اولین بار توسط دولت الجزایر عمومی شد، قراردادی است فی مابین دولتهای ایالات متحده و ایران برای حل مناقشه گروگانگیری که با گروگانگیری شهروندان آمریکائی در سفارت آمریکا در تهران آغاز گردید، که با این قرارداد شهروندان آمریکائی آزاد گردیدند
برخی از مفاد این معاهده
ایران متعهد به آزادسازی بلادرنگ گروگانهای آمریکایی میشود
آمریکا تعهد می کند که در امور داخلی ایران هیچ گونه دخالتی نخواهد کرد
هر دو کشور تعهد می کنند که به دعوای قضیی مابین , در ارتباط با ادعای دادگاه ایران – آمریکا پایان دهند .
آمریکا می بایست اطمینان دهد که هر گونه تصمیمات دادگاه ایالتی در رابطه با انتقال هر گونه دارایی حکومت پیشین , مستقل از اصل مصونیت پادشاه اجرا خواهد شد
قروض ایران به نهادهای آمریکایی پرداخت خواهد شد
واررن کریستوفر معاون امور خارجه نماینده دولت آمریکا در امضاء این قرار داد میباشد
در اینجا باید توجه داشت که یکی از دلائلی که دادگاههای آمریکا شکایات ایرانیان بازمانده از شکنجه و جنایات رژیم ایران رد میکند نیز به بند اول قرارداد الجزایر باز میگردد که آمریکا تعهد کرده تا در خصوص مسائل داخلی ایران دخالت نکند
در پنجم آگوست دوهزاروهشت میلادی طی مقاله ای تحت عنوان قرار داد الجزایرسر آغاز جنایت علیه بشریت توسط آمریکا و ایران، افشاء کردم که بحران گروگانگیری چیزی نبود جز یک بازی انحرافی در جهت مخفی کردن روابط پنهان رژیمهای ایران و آمریکا از هزارونهصد و هفادوهشت میلادی تاکنون،ضمنا در همان مقاله نوشتم که بطور خلاصه معنا و ترجمان قرارداد الجزایر این استکه
هر چقدر میتوانید بکشید و نابود کنید، ما شما را هر اندازه که بخواهید حمایت و پشتیبانی خواهیم کرد
لینک به آن مقاله نیز ضمیمه است
بنابراین برای نهادینه کردن پایه های قانونی بازگشائی سفارت آمریکا در تهران، که باید بر اساس تعهدات قانونی رژیمهای ایران و آمریکا مندرج در قرار داد الجزایر باشد، رئیس جمهور الجزایر در تهران استکه در خصوص مسائل مرتبط با قرار داد الجزایر و چگونگی اجرای تعهدات طرفین در بازگشائی سفارت آمریکا در تهران با مقامات رسمی جمهوری اسلامی دستنشانده مذاکره و گفتگو کند
در شانزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی طی یک مقاله تحت عنوان اقدام فوری که لینک به آن هم ضمیمه است، افشاء کردم که
از سوم تا سیزدهم جولای دوهزاروهشت میلادی تعداد بسیاری جلسه بمدت دهها ساعت بین هیئت ایرانی و دولت آمریکائی در سوئیس بطور کاملا مخفیانه برگزار گردیده است. سرپرست هیئت ایرانی معاونت سابق امنیتی وزارتخارجه رژیم ایران آقای علاالدین بروجردی که در حال حاضر رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی وزارتخارجه جمهوری اسلامی میباشد بوده است. محور عمده این جلسات دستگیری و تحویل هفتصدوپنجاه تن از مخالفان جمهوری اسلامی از آمریکا به ایران، و همچنین حدود یکهزارو پانصد تن از مخالفان جمهوری اسلامی در سراسر جهان بویژه اروپا که مهوری اسلامی خواستار دستگیری و تحویل آنها به ایران میباشد. روزنامه نگاران، نویسندگان، فعالین حقوق بشری و زنان، عکاسان، آزادیخواهان، و زندانیان سابق سیاسی ایران در بین این لیست دوهزارودویست و پنجاه نفره هستند که ستاد مشترک نیروهای مخصوص عملیات ویژه آمریکا مطالعه بر چگونگی اجراء این طرح گسترده در آمریکا، اروپا و جهان را آغاز نموده است. این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد که قرار بود با چراغ سبز دولت و سیاستسازان آمریکائی در آمریکا، اروپا، ایران و سراسر جهان بقتل برسند
و حالابعد از گذشت یکماه از نامه هشدار آمیز من در تاریخ شانزدهم جولای
اخیرا مغزهای کج اندیش در رژیمهای جمهوری دستنشانده آمریکائی اسلامی حاکم بر ایران، و دولت آمریکا، بر اساس سیاستهای برخی از سیاستسازان آمریکائی در حال کار بر پروژ ه ای هستند که چگونه میتوانند تعدادی انسان بی گناه را با چند عملیات تروریستی کشته و مبارزان ایرانی را مسئول این عملیاتهای تروریستی معرفی کنند
این جنایتکاران همچنین در حال کار بر پروژه آدمربائی و کشتن آمریکائیهائی هستند که تحت عنوان باصطلاح صلح طلبان به ایران سفر میکنند، تا بدینوسیله مسئولیت آدمربائیها و کشتار آمریکائیها در ایران را نیز به مخالفان بازگشائی سفارت آمریکا در ایران نسبت دهند تا بدینوسیله زمینه دیپورت مبارزان و آزادیخوهان ایرانی از ایالات متحده و سراسر جهان و تسلیم آنها به جمهوری اسلامی دستنشانده آمریکائی حاکم بر ایران را فراهم کنند
همانطور که در مقاله شانزدهم جولای افشاء کرده ام، این لیست غیر از لیست حقیقت نویسان ایرانی میباشد که قرار است در ایالات متحده، سراسر جهان بویژه در اروپا توسط جوخه های مرگ جمهوری اسلامی دستنشانده حاکم بر ایران با چراغ سبز سیاستسازان آمریکائی بقتل برسند
در اینجا بدینوسیله من تقاضای توجه ویژه و اقدام عاجل از سوی سازمان ملل متحد، شورای امنیت سازمان ملل متحد،کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری جهانی همچون عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر، ملت آمریکا و جامعه جهانی به اطلاعات افشاء شده در بالا را دارم
آگاهی مسئولیت آور است. بنا بر این با توجه به آگاهیتان نسبت به توطئه های جاری علیه ملتهای ایران و آمریکا و دیگر ملل جهان توسط رژیمهای آمریکا و ایران، مسئولیت دارید تا اقدامات مورد نیاز را جهت توقف این توطئه ها انجام دهید
با احترام
حسین مختار زیبائی
شهروند ایالات متحده آمریکا
پناهنده برسمیت شناخته شده کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
زندانی سابق سیاسی و بازمانده ازقتل عام زندانیان سیاسی و قربانی شکنجه هنوز تحت مداوای پزشکی
رژیم جنایتکار ایران در سال هزارونهصد و هشتادو یک میلادی پدرم آقای علی مختار زیبائی که افسر نیروی هوائی بود را در سن چهل سالگی شان کشت
با توجه به افشاگریهائی که میکنم، و همچنین چون یک حقیقت نویس هستم،ا نام من در لیست سیاه دولت آمریکا قرار دارد
نام من در شرائطی در لیست سیاه دولت آمریکا قرار دارد که من یک شهروند ایالات متحده آمریکا هستم
لینک به خبر سفر رئیس جمهور الجزایر به ایران
http://www2.irna.ir/en/news/view/line-203/0808104740155340.htm
لینک به ایران یک تصمیم جدید
http://mokhtarkadeh.persianblog.ir/post/37
لینک به قرارداد الجزایر سر آغاز جنایات ضد بشری آمریکا و ایران
http://lvnv.blogfa.com/post-21.aspx
لینک به اقدام فوری
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٧ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
