شب دراز است و این آغاز راه
حسین مختار زیبائی
هفدهم فوریه دوهزاروهشت میلادی
اگر چه خبر سنگسار دختری توسط پدرش هولناک بود ولی خیلی هم غیر مترقبه نبود
اگر این جنایت توسط حکومت اسلامی صورت میگرفت میتوانستیم مستقیما رژیم را هدف قرار دهیم
ولی متاسفانه این جنایت توسط پدری صورت گرفته که باید قبل از هر چیز به او بچشم یک بیمار روانی نگریست تا یک جنایتکار
اما آنچه که در عملکرد این پدر بیمار روانی باید موشکافی شود اینکه جنایت او بازتاب جنایتهای هولناک انجام شده توسط جمهوری اسلامی است
و این دقیقا همان نکته ای است که باید بتوان آنرا بلحاظ حقوقی برای افکار عمومی غرب که تصور ملموس و دقیقی از آنچه که در ایران گذشته و میگذرد ندارند اثبات کرد
یعنی چیزی بمراتب فراتر از قتلهای خانوادگی ناموسی
چند سالی نه چندان دور وقتی نوشتم که رژیم بیش از اینها میتواند جنایت کند عده ای پرخاش کردند که رژیم چه جنایتی مانده که مرتکب نشده است
در واقع اینان به این باور بودند که ظرفیت جنایت رژیم تکمیل شده است ولی بزودی با براه افتادن کارناوالهای اعدامهای خیابانی خلاف این باور اثبات شد
رژیم جمهوری اسلامی نه تنها ظرفیت جنایاتش تکمیل نشده بلکه بتدریج قادر بوده این جنایت پیشه گی خود و نحوه اجراء آنرا را به جامعه تزریق و تلقین کند
بعنوان نمونه میتوان حلق آویز شدن دو کودک توسط پدرشان بوسیله طناب پلاستیکی را ذکر کرد که یکی دو ماه پیش اتفاق افتاد
و یا همین مورد اخیر سنگسار دختر توسط پدر که خیلی هم شباهت به پرونده سنگسار مخفیانه تاکستان قزوین دارد یعنی اجرای حکم سنگسار بطور مخفیانه
عده ای معتقدند که دستور شاهرودی مبنی بر توقف اعدامها در ملاء عام نشانه عقبنشینی رژیم میباشد ولی ایشان در اشتباه کامل هستند
جنایتکاران جمهوری اسلامی بخوبی به تاثیر روانی جنایات خود بر جامعه واقف هستند
پس در حالیکه رژیم به کشتار مردم بی دفاع و در عین حال مجرم در داخل زندانها در خفا ادامه خواهد داد روانیان جامعه نیز نقش عسس و آژان را بعهده گرفته و عینا احکام اسلامی را در مورد یکدیگر و بویژه عزیزان خود به در ملاء عام به اجرا در خواهند آورد
در آنصورت رژیم بهانه کافی خواهد داشت که خود را بلحاظ حقوق بشری تبرئه کرده و با موجه جلوه دادن احکام اعدام صادره و اجرای آنها در داخل زندانها و در خفا توجیه کافی برای ادامه جنایاتش علیه مردم در زنجیر ایران داشته باشد
این در واقع آغاز همان مرحله ای است که سردمداران جمهوری اسلامی در اوایل حکومت خود میگفتند که جامعه اسلامی نیازی به پلیس ندارد بلکه مردم خود قانونگذار و مجری قانون خواهند بود
در اینجا جامعه به لحاظ روانی به مرحله ای رسیده که بخوبی دروس احکام اسلامی را دریافته هم جرم را میشناسد و هم حکم را میداند بنابراین مجرم را دستگیر کرده و به سزای جرمش میرساند
ودر عین حال خواسته یا ناخواسته به رژیم نیز این امکان را میدهد که با دست باز به سرکوبهای پیچیده تر خود با توجیه بهتر و بیشتر ادامه دهد
یعنی رژیم بخوبی قادر بوده که عمدا مبحث حقوقی که در قضاء میپرسد جرم چیست مجرم کیست را به خورد جامعه بدهد
اینجا نباید اشتباه شود که رژیم یا شاهرودی عقب نشینی کرده و یا روند استحاله را برگزیده اند
بلکه باید گفت که وقوع این گونه جنایات در جامعه بیانگر ورود تاسفبار جامعه ایرانی به مرحله جدیدی از رونداستحاله و اظمحلال فرهنگی اجتماعی میباشد
در آینده نه چندان دور باید شاهد ازدیاد اینگونه جنایات توسط مردم در سطح جامعه باشیم از قبیل سنگسار، حلق آویزدر ملاء عام، دست و پا قطع کردن، چشم از حدقه درآوردن و غیره
که متاسفانه بنظر هم میرسد که بسختی بتوان آنها را متوقف کرد
ولی آیا براستی میدانیم که چند نسل طول خواهد کشید تا سموم بر جای مانده از جنایات رژیم جمهوری اسلامی از روح و روان مردم ایران خارج گردد
ملت ایران سه دهه در استرس کامل زیسته که مضاف بر استرسهای عادی زندگی شامل کسب و کار و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که میتوان گفت تاحدودی در هر جامعه ای البته نه بشکل ایرانی آن معمول میباشد باید استرس ناشی از جنگهای داخلی کردستان آذربایجان سیستان و بلوچستان گنبد استرس ناشی از جنگ با عراق بمبارانها و موشک بارانها مواجه شدن با اجساد عزیزان خود در قالب شهداء جنگ تحمیلی مواجه شدن با اجساد عزیزان خود در اثر اعدامهای سیاسی تحت نام ملحد و باقی و یاغی و منافق و غیره و در نهایت مواجه شدن و گرفتن دروس احکام اسلامی با مشاهده اعدامها و سنگسارهای خیابانی و دست و پا بریدنهای حکومتی و چشم از حدقه در آوردنهای در ملاء عام و غیره را نیز به اینها اضافه کرد
باز هم این سئوال را تکرار میکنم که آیا چند نسل طول خواهد کشید که تاثیر روانی سموم جنایات جمهوری اسلامی از روح و روان ایرانیان ولو تا حدودی زدوده شود تاثیری که بخشی از آن نیز متاسفانه بطور ژنتیکی از نسلی به نسل دیگر قابلیت انتقال دارد
مجددا تاکید میکنم که وقوع این جنایات هولناک مقوله ای بمراتب فراتر از بحث تعصبات خانوادگی مذهبی و ناموسی میباشد
و به رژیم نیز این امکان را میدهد که علاوه بر ادامه جنایات خود بشکل پیچیده تر در داخل زندانها و در خفا به سازمانهای حقوق بشری و افکار عمومی غربیان نیز بگوید که شما ما را از اعدامها و سنگسار و دست وپا و بریدن و چشم از حدقه در آوردن و حلق آویز کردن در ملاء عام باز میداشتید حال ببینید که ملت غیور و مسلمان ایران خودشان این احکام را به مورد اجراء میگذارند
وظیفه ما بعنوان ایرانیان خارج از کشور و فعالین حقوق بشر این میباشد که به افکار عمومی غیر ایرانی اثبات کنیم که این بخشی از پروسه سیستماتیک انتقال افکار جنایت آمیز توسط رژیم به افکار عمومی جامعه ایرانی جهت توجیه جنایات خود و در نهایت به اظمحلال کامل کشیدن فرهنگی اجتماعی ایرانیان در راستای تامین منافع استعماری استثماری بیگانگان بوده و هست
یعنی باید برای غیر ایرانیان کاملا اثبات کنیم که هدف رژیم از راه اندازی کارناوالهای اعدامهاو سنگسار و دیگر مجازاتهای اسلامی خیابانی عمدا تلقین و تزریق تفکر جنایت به جامعه ایرانی بوده تا جامعه ایرانی را بطور کامل در راستای تامین منافع امپریالستها به اظمحلال کامل فرهنگی اجتماعی بکشاند
باید به غربیها اثبات کنیم در فرهنگ غربی با نمایش فیلمهای تلویزیونی باعث رشد جرم و جنایت در جامعه میشوند تا با ازدیاد مجرمین در زندانها نیروی کار ارزان قیمت داشته باشند و در جمهوری اسلامی جرم و جنایت را تحت نام اجرای قوانین و احکام اسلامی بطور زنده در خیابانها آموزش میدهند تا ملتی را به اظمحلال کامل فرهنگی اجتماعی بکشانند تا امپریالسیتها بدون دغدغه خاطر براحتی ثروتهای ملی اش را بیغما برند
و این هنر میخواهد و بس
پس شب دراز است و این آغاز راه
با تشکر و احترام
حسین مختار زیبائی
حسین مختار زیبائی
اول فوریه دوهزار و هشت میلادی
جهت اطلاع عموم بویژه برخی سایتهای وزین فارسی زبان که به لیست یازدهم اکتبر دوهزاروپنج میلادی وزارتخارجه ایالات متحده استناد کرده اند
نامهای ارتش آزادیبخش ملی ایران و همچنین شورای ملی مقاومت ایران بخوانید شوربای ضد مقاومت ملت ایران از لیست سازمانهای تروریستی خارجی وزارت خارجه ایالات متحده منتشره دریازدهم اکتبر دوهزارو پنج میلادی حذف شده ولی نام سازمان مجاهدین خلق ایران کماکان در لیست باقی است آنهم بصورتی مبهم ام ئی کی نه پی ام او آی
در مباحث حقوقی قطعا این به این معناست که اعضاء و یا هواداران ام ئی کی میتوانند تحت پیگرد قانونی قرار گیرند نه اعضاء و هواداران پی ام او آی چون اصولا نام پی ام او آی در لیست حاضر قرار ندارد پس پی ام او آی دیگر تروریست نیست و چون نام پی ام او آی دیگر در لیست قرار ندارد بنابراین بحث تروریست بودن یانبودن پی ام او آی از سندیت قانونی برخوردار نمیباشد
در اصطلاحات سیاسی و حقوقی و نظامی ارتش به گروهی از افراد گفته میشود که به سلاح نظامی مجهز باشند بنابراین از آنجا که ارتش آزادیبخش ملی ایران خلع سلاح گردیده لذا یک سازمان غیر نظامی محسوب میگردد ولو اینکه سازماندهی و ردههای سازمانی شبه نظامی هم داشته باشند ولی مادامیکه فاقد سلاحهای نظامی هستند نمیتوان نام آنها را ارتش گذاشت
در اصطلاحات وتعاریف حقوقی نظامی به سازمان و یا سازمانهائیکه افراد و اعضاء آن سلاحهای فاقد کد بندی و طبقه نظامی استاندارد ارتشهای جهان را حمل کنند باز هم نه میتوان آن سازمان و یا سازمانها را ارتش نامید و نه میتوان به اعضاء آنها نظامی گفت
طبق استانداردهای پذیرفته شده ارتشهای جهان سلاحهائیکه دارای کد بندی و طبقه بندی نظامی نباشند ممکن است مرگبار محسوب شوند ولی به فرد و یا افرادیکه اینگونه سلاحها را حمل میکنند نمیتوان نظامی گفت زیرا سلاحهائیکه حمل میکنند فاقد طبقه بندی پذیرفته شده استاندارد ارتشهای جهان هستند
این بدین معناست که ممکن است فرضا افراد قرارگاه اشرف باخود سلاح کمری و یا حتی سلاحهای خودکار حمل کنند ولی از آنجا که این سلاحها دارای طبقه بندی استاندارد ارتشهای جهان نیستند ولو اینکه این سلاحها مرگبار هم باشند نمیتوان به حاملین اینگونه سلاحها نام نظامی داده و به مجموعه این افراد ارتش و یا ارتشی گفت ولو اینکه یونیفورم نظامی هم بتن کنند ولو اینکه در قرارگاههای خود بجای پرچم غیر نظامی از پرچم دارای تعریف نظامی هم استفاده کنند ولی چون فاقد سلاحهای کد بندی نظامی هستند بنابراین ارتش نامیده نمیشوند
بنابراین از نظر دولت بویژه وزارت خارجه ایالات متحده اصولا ارتش آزادیبخش ملی ایران موجودیت خارجی ندارد که بخواهند نامش را در لیستهای خود قرار دهند زیرا آنچه که در اشرف موجود است پس از تحویل سلاحهای دارای کد بندی نظامی خود به ارتش ایالات متحده فاقد تعریف ارتش میباشد و افراد قرارگاه اشرف هم ولو اینکه یونیفورم نظامی هم بپوشند و با خود سلاح مرگبار هم حمل کنند و دارای پرچم تعریف شده نظامی جنگی هم باشند چون فاقد سلاحهای کد بندی نظامی هستند بنابراین فاقد تعریف افراد نظامی بوده و نظامی و یا ارتشی محسوب نمیشوند
در خصوص استاندارد پذیرفته شده بین المللی برای پرچم نظامی جنگی اصولا این گونه پرچمها در فرمانداریها، استانداریها، وزارتخانه های دفاع و جنگ، کاخهای ریاست جمهوری در صورتیکه رئیس جمهور همچون ایالات متحده فرمانده کل قوای نظامی باشد، پادگانها، قرارگاهها و دیگر مراکز نظامی هر روزه افراشته بوده و یا با ابعاد کوچکتر روی میز فرماندهان گروهان به بالا قرار دارند مشخصه این پرچمها که آنها را از پرچمهای غیر نظامی جدا میکند رشته های طلائی استکه دورادور پرچم دوخته شده است و آن را مزین میکند در اصطلاح عامیانه به این گونه پرچمها پرچم رسمی و تشریفات گفته میشود ولی در اصطاحات نظامی بین المللی پرچمهای مزین به رشته های طلائی و یا زرد رنگ پرچم نظامی جنگی گفته میشود
پرچم غیر نظامی و غیر جنگی همان پرچم ملی کشورهاست ولی به رشته های طلائی و یا زرد رنگ در اطراف مزین نمیباشد
در ایالات متحده پلیس اسلحه حمل میکند، سرویسهای امنیتی با خود سلاح حمل میکنند ولی از آنجا که این سلاحها فاقد کد بندی استاندارد ارتشهای جهان میباشد بنابراین نمیتوان به مجموعه پلیس و یا سرویسهای امنیتی ارتش گفت، البته این پر واضح استکه تعریف سازمانی پلیس و سرویسهای امنیتی هم با تعریف سازمانی ارتش کاملا متفاوت میباشددر برخی ایالتهای آمریکا این امکان وجود دارد که با رعایت مقرارات ثبت سلاح شهروندان عادی با خود سلاحهای دارای کد بندی نظامی حمل کنند ولی در عین حال پلیس و سرویسهای امنیتی مجاز به حمل سلاحهای دارای کد بندی نظامی در حین ساعات خدمت نمیباشند
از آنجا که پس از موافقت کنگره بر اساس اصل اول قانون اساسی رئیس جمهور آمریکا بر اساس اصل دوم قانون اساسی بعنوان فرماندهی کل قوای نظامی به ارتش ایالات متحده دستور داد که طبق لایبر کد بیست و چهارم آوریل هزارو هشتصد و شصت و سه میلادی به عراق حمله و آن کشور را تحت اشغال خود در آورند ولی با توجه به عقب نشینی سی هزار نفر از سربازان واحد های ویژه ارتش ایالات متحده که بزودی از عراق خارج خواهند شد و باتوجه به تثبیت نسبی دولت ولو دستنشانده عراق نیازی به ادامه لایبر کد هزار و هشتصد و شصت و سه میلادی نبوده بنابراین دولت ایالات متحده ظاهرا بسیاری از مسئولیتهای خود را به دولت ولو دستنشانده عراق تفویذ خواهد کرد پس باید تکلیف قرارگاه اشرف پیش از این تغییر و تحولات مشخص گردد
اصولا این واحدهای ویژه ارتش ایالات متحده کاری به عملیات نظامی اشغال نداشته و پس از تکمیل عملیات اشغال کشور متخاصم به آن کشور اعزام میگردند و همگی آنها علی رغم اینکه دارای آموزشهای ویژه نظامی هستند جوهره دولت نظامی نامحسوس را پایه ریزی کرده و پس از تثبیت ولو نسبی دولت ولو دستنشانده محلی از کشور اشغال شده خارج میگردند
Lieber Code of April 24, 1863
INSTRUCTIONS FOR THE GOVERNMENT OF ARMIES OF THE UNITED STATES IN THE FIELD.
SECTION I.--Martial law--Military jurisdiction--Military necessity--Retaliation.
حال سئوال اینستکه آیا ممکن است افراد قرارگاه اشرف بنوعی به سمت ایران رانده شوند تا طعمه رژیم ایران گردند؟ آیا این امکان هست که آنها را تحت نظر سازمانهای بین المللی نظیر صلیب سرخ جهانی به ایران بفرستند؟ واقعیت امر اینستکه فرضیه ها پیرامون آینده افراد اشرف بسیار است ولی مسلما حمله نظامی آمریکا به ایران اصولا منتفی میباشد همانطور که قبلا هم بارها به این مسئله تاکید کرده بودم
ولی مهمتر از خروج نام ارتش آزادیبخش از لیست وزارت خارجه ایالات متحده نام به اصطلاح شورای ملی مقاومت میباشد که دیگر در لیست کذائی سازمانهای تروریستی خارجی قرار ندارد
بطور خلاصه میتوان گفت که با توجه به باز پسگیری اموال توقیف شده در اروپا و با توجه به شکست دولت انگلیس در مقابله با قوه قضائیه آنکشور و همچنین با توجه به همراهی اعضاء شورا در طرحهای آمریکائی و انگلیسی رفراندوم در کنسرت به اصطلاح شب همبستگی ایرانیان سال دوهزار و سه میلادی در واشنگتن و همراهی با فریاد رفراندوم این است شعار مردم ریچارد پرل بنظر میرسد هم اروپا هم انگلیس با طرح آمریکائیها بر آمده از کمیته سیاست گذاری ایران تحت نام ایران یک تصمیم جدید موافق بوده و ظرف آینده نه چندان دور باید شاهد یک انقلاب مخملی آمریکائی با هنر نمائی و صحنه گردانی شورای ملی مقاومت بخوانید شوربای ضد مقاومت ملت ایران و ضد انقلاب رفراندوم طلب در ایران باشیم
یاد آور میشوم که ترجمه فارسی متن ایران یک تصمیم جدید توسط نگارنده این مقاله در سال دوهزار و چهار میلادی توسط تقریبا همه سایتهای وزین فارسی زبان به معرض عموم گذاشته شد
در زیر لیست جدید وزارتخارجه ایالات متحده موجود استکه از ایران فقط نام سازمان مجاهدین در لیست میباشد به اختصار ام ئی کی نه پی ام او آی
ضمنا لینک به سایت اصلی وزارتخارجه نیز در پائین لیست الصاق گشته
موفق باشید
با احترام
حسین مختار زیبائی
Current List of Designated Foreign Terrorist Organizations
Abu Nidal Organization (ANO)
Abu Sayyaf Group
Al-Aqsa Martyrs Brigade
Ansar al-Islam
Armed Islamic Group (GIA)
Asbat al-Ansar
Aum Shinrikyo
Basque Fatherland and Liberty (ETA)
Communist Party of the Philippines/New People's Army (CPP/NPA)
Continuity Irish Republican Army
Gama'a al-Islamiyya (Islamic Group)
HAMAS (Islamic Resistance Movement)
Harakat ul-Mujahidin (HUM)
Hizballah (Party of God)
Islamic Jihad Group
Ilamic Movement of Uzbekistan (IMU)
Jaish-e-Mohammed (JEM) (Army of Mohammed)
Jemaah Islamiya organization (JI)
al-Jihad (Egyptian Islamic Jihad)
Kahane Chai (Kach)
Kongra-Gel (KGK, formerly Kurdistan Workers' Party, PKK, KADEK)
Lashkar-e Tayyiba (LT) (Army of the Righteous)
Lashkar i Jhangvi
Liberation Tigers of Tamil Eelam (LTTE)
Libyan Islamic Fighting Group (LIFG)
Moroccan Islamic Combatant Group (GICM)
Mujahedin-e Khalq Organization (MEK)
National Liberation Army (ELN)
Palestine Liberation Front (PLF)
Palestinian Islamic Jihad (PIJ)
Popular Front for the Liberation of Palestine (PFLF)
PFLP-General Command (PFLP-GC)
al-Qa'ida
Real IRA
Revolutionary Armed Forces of Colombia (FARC)
Revolutionary Nuclei (formerly ELA)
Revolutionary Organization 17 November
Revolutionary People's Liberation Party/Front (DHKP/C)
Salafist Group for Call and Combat (GSPC)
Shining Path (Sendero Luminoso, SL)
Tanzim Qa'idat al-Jihad fi Bilad al-Rafidayn (QJBR) (al-Qaida in Iraq) (formerly Jama'at al-Tawhid wa'al-Jihad, JTJ, al-Zarqawi Network)
United Self-Defense Forces of Colombia (AUC)
http://www.state.gov/s/ct/rls/fs/37191.htm
سیزدهم اکتبر ۲۰۰۷ میلادی
ترجمه شده از سایت انگلیسی نویسنده
این نامه به زبان اصلی انگلیسی به تمامی ارگانهای حقوق بشری آمریکائی و جهانی و همچنین به وزارت خارجه ایالات متحده و مجلسین آمریکا و کاخ سفید ارسال گردیده است
خانم وزیر کاندولیزا رایس
در اخبار آمده که شما با فعالین حقوق بشر روسیه ملاقات داشته و به ایشان وعده حمایت از حقوق بشر در روسیه را داده اید
آیا در ملاقات خود با فعالین حقوق بشر روسیه لایحه کمیسیون نظامی ۲۰۰۶ مصوبه مجلسین آمریکا را که عمل شنیع شکنجه را توجیه میکند همراه داشتید و به فعالین حقوق بشر روسیه نشان دادید
آیا فرمان اجرائی آقای جورج دبلیو بوش را که عمل شنیع شکنجه در لایحه کمیسیون نظامی ۲۰۰۶ مصوبه مجلسین آمریکا را توجیه کرده و در واقع فرمان اجرای دستور شکنجه در زندانها و بازداشتگاههای ایالات متحده میباشد را به فعالین حقوق بشر روسیه نشان دادید
آیا عکسهای زندان ابو غریب در عراق را به فعالین حقوق بشر روسیه نشان دادید
آیا گزارش زندان گوانتانامو را به فعالین حقوق بشر روسیه نشان دادید
آیا به فعالین حقوق بشر روسیه گفتید که کمپهای بازداشتگاهی صحرائی سراسری در ایالات متحده که بزودی از مبارزان آمریکائی مملو خواهد شد در حال اتمام کار ساختمانی سیم خاردار کشی هستند
آیا به فعالین حقوق بشری روسیه گفتید که هم اکنون دو بیگناه بنامهای پدر لوئی ویتالا و پدر استیو کلی در بیدادگاهی نظامی به جرم اقدام به ملاقات با فرمانده پادگان نظامی توسان و تسلیم قطعنامه تظاهر کنندگانی که خواهان توقف شکنجه زندانیان در پادگان نظامی مزبور و دیگر پادگانها و پایگاههای نظامی درسراسر ایالات متحده شده بودند در ایالت آریزونا محاکمه میشوند
آیا به فعالین حقوق بشر روسیه گفتید که در ایالات متحده اسامی فعالین صلح و فعالین حقوق بشری منجمله نام نگارنده این نامه را در لیست سیاه قرار میدهید
حسین مختار زیبائی
سیزدهم اکتبر ۲۰۰۷ میلادی
بی بی سی
انتقاد رایس به تمرکز قدرت در کرملین
وزیر امور خارجه آمریکا از تمرکز و تجمع قدرت در کاخ کرملین روسیه انتقاد کرد.
اظهارات کاندولیزا رایس که در طول سفر او به مسکو اعلام شد به وضوح انتقاد از ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه قلمداد می شود.
پیشتردر دیدارخانم رایس با فعالان حامی حقوق بشر در مسکو، وزیر امور خارجه آمریکا گفت خواهان کمک به این نهادهاست تا از مردم در برابر "قدرت استبدادی دولت" حمایت شود.
با این همه خانم رایس افزود که تمایلی برای دخالت در امور داخلی روسیه ندارد.
خانم رایس و رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا برای گفتگو درباره برنامه ای آمریکا در خصوص استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی در مسکو هستند.
روسیه مخالف چنین برنامه ای است.
واشنگتن تا کنون در انتقاد از ولادیمیر پوتین، در ارتباط با دموکراسی در روسیه محافظه کار بوده است.
با این همه روپرت وینگفلدهیز، خبرنگار بی بی سی در مسکو می گوید برنامه دفاع موشکی آمریکا نیز به تعداد موارد اختلاف آمریکا و روسیه می افزاید.
خان رایس روز شنبه با هشت فعال مطرح حامی حقوق بشر روسیه، در سفارتخانه آمریکا در مسکو دیدار کرد.
بعد از این دیدار خانم رایس به خبرنگاران گفت:" به نظر من قدرت بیش از اندازه در کرملین متمرکز شده است. همه درباره استقلال کامل سیستم قضایی تردید دارند."
خانم رایس افزود:" من کاملا مطمئنم هدف شما ایجاد نهادهای بومی روسیه است، نهادهایی که در عین حال به ارزش های جهانی نیز احترام می گذارند."
خانم رایس گفت:" این ارزش ها شامل حق آزادی فردی و حق برگزاری اجتماعات است، حق اینکه افراد مجبور به تن دادن به قدرت استبدادی دولت نباشند."
تاتیانالوکشینا یکی ازفعالانی که با خانم رایس دیدار کرده، به بی بی سی گفت:"تا جایی که به حقوق بشر مربوط می شود روسیه دچار شکست هایی جدی شده است."
خشم روسیه
لودمیلا آلکسیونا، یکی دیگر از فعالین حقوق بشر گفت به خانم رایس گفته آقای پوتین در روسیه "نظامی استبدادی" به پا کرده است.
آمریکا و سایر کشورهای غربی ولادیمیر پوتین را به عقب گرد در دموکراسی متهم می کنند.
آقای پوتین قدرت را مرکزی کرده و تلویزیون کشور را که منبع اصلی اطلاعات برای بسیاری از روس هاست تحت کنترل شدید خود دارد.
اما آقای پوتین با اشاره به هزاران نشریه غیر دولتی در کشور، سرکوب آزادی بیان را انکار می کند.
سفر وزرای خارجه و دفاع آمریکا به روسیه در حالی صورت گرفته که مسکو برای انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری در چند ماه آینده آماده می شود.
آقای پوتین بعد از دو دوره ریاست جمهوری، باید در ماه مارس از ریاست جمهوری کناره بگیرد با این همه او اشاره کرده ممکن است نخست وزیر آینده روسیه باشد و در سال 2012 ، همانطور که قانون اساسی به او اجازه می دهد، دوباره برای ریاست جمهوری آماده شود.
http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/10/071013_me_us_rice_russia.shtml
ترجمه شده از متن اصلی انگلیسی به فارسی، اسپانیولی، فرانسه، آلمانی، عربی، ترکی استانبولی وآذری
آنچه که من در واشنگتن دی سی در محوطه کاخ سفید لافایت پارک در بیست و سوم ژوئن دوهزار و هفت میلادی در هفته سازمان ملل متحد بمناسبت یادآوری و حمایت از قربانیان و بازماندگان شکنجه گفتم

در اول آوریل دوهزار وهفت میلادی که بدلیل عبور از خط قرمز سایت نوادا مرکوری جهت نشان دادن اعتراضم به آزمایشات هسته ای دولت آمریکا، در بازداشتگاه بسر میبردم، یکی از ماموران سرویسهای امنیتی پنتاگون گفت، ما تو را به گوانتانامو میفرستیم
در پاسخ به او گفتم
من هم اکنون هم در ایالات متحده گوانتانامو زندگی میکنم
خانمها و آقایان محترم

سه روز پیش در بیستم ژوئن دوهزار و هفت میلادی بعنوان یک بازمانده از شکنجه در راهم به واشنگتن دی سی جهت شرکت در سالروز هفته سازمان ملل متحد در حمایت از قربانیان و بازماندگان شکنجه، سرویسهای امنیتی ایالات متحده نام من را در لیست سیاه قرار داده و بمدت چهل وپنج دقیقه با فرستادن به مرکز کنترل و بازرسی ویژه در فرودگاه مک کارن لاس وگاس نوادا تحت شکنجه های روحی قرار دادند
من یک بازمانده شکنجه از زندانهای سیاسی رژیم ضد بشری تروریسم حکومتی حاکم بر ایران هستم که نتیجه سیاستهای خارجی ایالات متحده آمریکا از ۱۹۵۳ میلادی تاکنون میباشد، با مجموع ۹۷ عمل جراحی و یکصد و هفتاد و نه ساعت بیهوشی ظرف هفت سال گذشته که تا هشت ماه پیش نیمه فلج و مجبور به تحمل صندلی چرخدار بودم
کل ناحیه گردن و کمرم روی قطعات تیتانیوم قرار داشته، نخاعم آسیبده، کاسه سرم با مواد چسبنده پزشکی پوشش کامل داده شده و شنوائیم کاملا مصنوعی است. در حال حاضر هنوز هم تحت مداوا و مراقبتهای ویژه پزشکی هستم
من یک پناهنده سیاسی برسمیت شناخته شده از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بوده و مادام العمر تحت پوشش و حمایت کنوانسیون ژنو بوده و در عین حال نیز یک آمریکائی هستم که طبق قانون اساسی ایالات متحده با بهره جوئی از حقوق شهروندی آمریکائی ام مشعول فعالیتهای سیاسی اجتماعی میباشم
اما سرویسهای امنیتی اطلاعاتی ایالات متحده من آمریکائی را به مرکز کنترل ویژه امنیتی در فرودگاه میفرستند، در روند معالجات پزشکی ام و زندگی شخصی و اجتماعی ام با دخالتهای بیجا و نامربوط خود اخلال میکنند. من بارها بدلیل فعالیتهای سیاسی اجتماعی و کارهای هنری ام که بر پایه و اساس حقوق شهروندی ام بعنوان یک آمریکائی میباشند، توسط ماموران اف بی آی و کارآگاهان پلیس و ماموران وزارت امنیت داخلی در لاس وگاس و هندرسون نوادا تحت بازجوئی و بازپرسیهای نامربوط بوده و بارها این ماموران و کارآگاهان به اشکال مختلف من را تحت فشار قرار داده اند تا فعالیتهای سیاسی اجتماعی و هنری ام را متوقف کنم
من بعنوان یک بازمانده شکنجه توسط رژیم ایران، یک پناهنده برسمیت شناخته شده توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و یک فرد تحت پوشش و حمایت کنوانسیون ژنو، و بعنوان یک آمریکائی در حالی همه این بی عدالتیها، و آزار و اذیتها را تحمل میکنم، در حالی همه تجاوزات به حقوق شهروندی خودم بعنوان یک آمریکائی و قانون شکنیهای از طرف ماموران سرویسهای امنیتی اطلاعاتی دولت ایالات متحده را تحمل میکنم که ماموران وزارت اطلاعات رژیم ایران از همه گونه آزادیهای خود در ایالات متحده بویژه در لاس وگاس بهره مند هستند. من بارها این موضوع را به مقامات امنیتی نوادا گوشزد کرده ام ولی آنها نه تنها ترتیب اثر نمیدهند بلکه در بسیاری موارد از آنها در مقابل من برای گزارشات خود و همچنین ایجاد خلل در مراحل پزشکی، و زندگی شخصی و اجتماعی من استفاده میکنند
من امروز رسما از این محوطه کاخ سفید اعلام میکنم که هیچیک ازاین آزار و اذیتها و اقدامات غیر قانونی مقامات امنیتی دولت ایالات متحده نمیتوانند من را از راهی که در آن قرار دارم باز دارند و نمیتوانند موجب خلل در اراده من برای بازیابی عدالت و آزادی در ایالت متحده و ایران باشند
در سخنرانی ام در اکتبر سال دوهزار و سه میلادی در همین واشنگتن دی سی طی کنفرانسی که توسط عفو بین الملل در دانشگاه جرج واشنگتن برگزار شد، گفتم، یک روز پیامی در پست الکترونیکی ام دریافت کردم که هشدار میداد از اقدام بکارهائیکه ممکن است نامم را در لیستهای غیر ضروری قرار دهد خودداری کنم، من در پاسخ نوشتم که لطفا نگران من نباشید، نام من از بیست وسه سال پیش در لیستهای غیر ضروری میباشد
در آن سخنرانی همچنین افزودم که دیروز جرج واشنگتن پدر آمریکا گفت من نمیتوانم دروغ بگویم، و من اعلام میکنم که اگر مخواستم قمار بازی باشم که یک آس برنده در دست خود حفظ کند، امروز نمیبایستی روی این صندلی چرخدار باشم، پس بگذار هر آنچه میخواهند کنند، حتی اگر میخواهند من را به زندان افکنند و یا به رژیم ایران تحویلم دهند و یا طی یکی از اعمال جراحی ام با بکارگیری یک گاز کشنده بجای اکسیژن من را بکشند، من نوشتن در باره و گفتن حقایق را متوقف نخواهم کرد

امروز از این محوطه کاخ سفید رسما به آنچه که در دوهزار و سه میلادی در همین شهر گفتم تاکید میکنم
علاوه بر بازمانده شکنجه من یک بازمانده از قتل عام سیهزار زندانی سیاسی که تروریسم حکومتی ضد بشر حاکم بر ایران نود در صد آنها را ظرف کمتر از ده روز کشت هستم، این جنایت علیه بشریت توسط تروریسم حکومتی ضد بشری حاکم بر ایران بوسیله مسلسلهای سنگین، و همچنین استفاده از انفجار نارنجک و تی ان تی در تپه های اطراف زندان اوین در تهران پایتخت و دیگر زندانهای ایران انجام شد
در هزارونهصد و هشتاد ویک رژیم قاتل ایران پدرم آقای علی مختار زیبائی را که یک افسر نیروی هوائی بود با تیرباران کشت، در آنزمان ایشان چهل ساله، و یکی از جرائم ایشان مخالت با بمباران غیر نظامیان عراقی در طول جنگ ایران و عراق بود
از آنزمان نبرد من علیه تروریستهائی که سرزمین مادریم را قصب کرده اند آغاز شد
من در سال هزارونهصد و هشتاد و شش میلادی دستگیر و زمانیکه در سال هزارونهصد و نود ویک میلادی از زندان آزاد شدم سمت چپ بدنم در اثر شکنجه ها توسط بازجویان و بازپرسان سرویسهای امنیتی اطلاعاتی و گاردهای زندان نیمه فلج بود، در هزار و نهصد و نود و سه میلادی بعد از معالجات پزشکی ام، بطریقی قادر شدم با بهرهگیری از یک نام مستعار در ادامه یک جنگ اطلاعاتی انقلاب مردم ایران به درون برخی از جناهها و سرویسهای رژیم ایران نفوذ کنم و متوجه همکاریهای دولتهای ایالات متحده، انگلیس و برخی کشورهای اروپائی در تسلیح رژیم ایران به کلاهکهای هسته ای و شیمیائی شوم
در طول بیست و هشت سال گذشته همه دولتهای آمریکائی و رژیم ایران وانمود کرده اند که دشمن هستند ولی دولتهای آمریکائی رژیم ایران را بعنوان ژاندارم منطقه میخواسته و میخواهند
آنچه که امروز شما شاهد آن در خصوص ایران هستید بازی روی میز است ولی باید توجه به آنچه که در پس پرده میگذرد داشت، ما باید توجه داشته باشیم که آنچه که امروز در خصوص سلاحهای کشتار جمعی رژیم ایران میگذرد در واقع تلاشی است برای فریب و به انحراف کشانیدن افکار عمومی از واقعیتهای دهشتناک جنایت ضد بشری رژیم تروریستی حاکم بر ایران بر علیه ایرانیان
امروز ایرانیان در جای جای ایران و جهان از اعدام با دار و سنگسار، تیرباران در ملاء عام و قتل عام و دیگر جنایات رژیم ایران بر علیه هممیهنان خود رنج میبرند
در هزارونهصد و نود و هفت میلادی من مجددا دستگیر و بمدت پانزده شبانه روز تحت شکنجه های وحشیانه اعضاء کمیته ضد جاسوسی وزارت اطلاعات رژیم بودم که منجر به انتقال من به بیمارستان نظامی شد که همین فرصتی بود برای یاران دریا دلم که من را از چنگال جنایتکاران رژیم ضد بشری حاکم بر ایران نجات دهند و در هزارونهصد ونود و هشت من در ترکیه بودم
دریازدهم دسامبر هزارونهصد ونود هشت میلادی برای اولین بار اطلاعات سلاحهای کشتار جمعی رژیم ایران را همراه مدارک مستند در اختیار سازمان ملل متحد قرار دادم
من امروز اینجا هستم که نه برنده چیزی باشم و نه صاحب چیزی، در عوض اینجا هستم تا همه آنچه را که قبلا باخته ام را مجددا ببازم، امروز اینجا هستم تا وجدان سیاستمداران جهانی را بیدار کنم علاوه بر آن آنها را با واقعیتهای موجود ایران که این سیاستمداران از آنها گریزان هستند روبرو کنم. اگر هنوز وجدان بیداری در جامعه بشری هست من امروز اینجا هستم تا آنرا بلرزه افکنم، چون من یک آزادیخواه واقعی ام نه یک سیاستمدار با منافع اقتصاد ی
امروز اینجا هستم تا یاد آور نسل کشیهای ایتالیا، اسپانیا و اندونزی باشم
امروز اینجا هستم تا یاد آور جنایتهای ضد بشری هیتلر و فرانکو باشم
امروز اینجا هستم تا یا آور آدم ربائیها و قتل عام زندانیان سیاسی در آرژانتین، شیلی و بولیوی باشم
امروز اینجا هستم تا یاد آور تلاش سرخ پوستان و سیاهپوستان آمریکائی برای بازیافت حقوق حقه خود و مقاومت آنها در برابربی عدالتیها و نسل کشی مدون و مدرن تروریسم ضد بشری حاکم بر ایالات متحده باشم
امروز اینجا هستم تا یاد آوری کنم مسئولیت هر کدام از ما را که با تحت فشار قرار دادن سیاستسازان، و سیاستمداران و قانونگزاران ایالات متحده درفسخ لایحه کمیسیون نظامی دوهزار وشش میلادی، آینده ای بهتر برای ایالات متحده و آمریکائیان را تضمین کنیم

و کوتاه سخن اینکه امروز اینجا هستم تا با فریاد در برهوت وجدانها یاد آوری کنم خاطره روشنائی بی پایان اختران، زنان و مردانیکه برای دفاع از باورهای خود بپا خواستند و در این راه همه هستی خود تقدیم کردند

این بخشی از همه آنچیزی استکه برای بازیابی و ادامه حیات جرقه های عدالت قادر به انجامش هستم
خانمها و آقایان محترم از بذل توجهات شما به سخنانم صمیمانه سپاسگذارم

حسین مختار زیبائی
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۱٤ ب.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
