آگاه باشید و هشیار
آگاه باشید و هشیار
حسین مختار زیبائی
دهم آوریل ۲۰۰۶ میلادی
علی رغم اینكه بوش امروزدر سخناني در دانشگاه هاپكينز در واشنگتن رسما تئوری سیمون هرش در خصوص حمله به ایران را رد كرده و اعلام نموده كه هیچ حمله نظامی به ایران نخواهد بود
علی رغم اینكه همگان میدانند كه رژیم خون آشام خمینی و جمهوری ضد بشری اسلامی او نتیجه سیاست خارجی ایالات متحده آمریكا میباشد كه در كنفرانس ۱۹۷۸ گوادالپ متبلور شد
علی رغم اینكه همگان میدانند كه اعدامهای دهه شصت كه طی آنها ۱۲۰۰۰۰ آزادیخواه ایرانی توسط رژیم ضد بشری دست نشانده جمهوری اسلامی بخون خفتند، نتیجه ضد و بند های سیاستبازان آمریكائی درپی پروژه گروگانگیری، با خون آشامان جمهوری اسلامی بود
علی رغم اینكه همگان میدانند كه قتل عام سی هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ نتیجه ضد و بند مستقیم مك فارلین با خمینی بود
علی رغم اینكه با توجه به مدارك و شواهد موجود در مانور قبلی نظامی خود چند ماه پیش، رژیم ضد بشری حاكم بر ایران جهت مخفی نگه داشتن اینكه این مانور با همكاری ناوهای جنگی آمریكا در آبهای خلیج فارس میباشد، ۱۱۰ تن از خبرنگاران را در سقوط از پیش طراحی شده هواپیمای هر كولس سی یكصدوسی كشت تا روابط و همكاریهای نظامیش با آمریكا و انگلیس در منطقه مخفی بماند
علی رغم اینكه در سقوط فالكن حامل فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران در ارومیه كه با بكارگیری و ایجاد كانال یخی كه به نوعی یكی از بخشهای پروژه جنگ ستارگان پنتاگون آمریكا میباشد در مسیر پرواز هواپیما چندین فرمانده سپاه كه همگی آنها با روابط آمریكا و رژیم مخالف بودند را بكام مرگ فرستادند
علی رغم اینكه همگان میدانند كه رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی در افغانستان همكاری مستقیم با آمریكا و انگلیس داشته است، و در حمله به عراق نیز تاسیسات نظامی رژیم ایران كاملا در اختیار آمریكا و بویژه ارتش انگلیس بوده
علی رغم اینكه همگان میدانند كه رژیم آدمكش جمهوری اسلامی با خرید مستقیم ادوات نظامی بویژه سیستمهای هدایت موشكی پیشرفته از پنتاگون موشكهای اخیر خود را در مانور اخیر كه جهت اثبات شایستگی خود به ارباب بوش برای ژندارمی منطقه بود را آزمایش كرد
علی رغم اینكه كاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریكا و همچنین سفیر آمریكا در عراق زلمای خلیل زاد به همه این همكاریها اعتراف كرده اند
باز هم عده ای ایرانی نمای ضد ایران و ایرانی و مزدوران رژیم و استعمار با همكاری مسلمانان آمریكا و اروپا و همچنین گروه زنان علیه جنگ و خانوادههای ستاره طلائی تحت نام به ایران حمله نظامی نكنید اقدام به جمع آوری پتیشن نموده اند تا بدینوسیله در ظاهر از حمله نظامی به ایران جلو گیری كنند تا در واقع سناتورهای آمریكائی بتوانند طرح ایران یك تصمیم جدید در راستای روابط علنی آمریكا با رژیم دست نشانده خودشان را فراهم كنند
این مزدوران بی خبر از آگاهی مردم در داخل كشور، جهت خوش خدمتی اربابان استعمارگر خود كه در راستای منافع زود گذر شخصی به خدمت اجانب و رژیم ضد بشری حاكم بر ایران در آمده اند تلاش دارند با وارونه نمائیهایشان این گونه وانمود كنند كه گویا اصولا تضادی بین جمهوری دستنشانده اسلامی و اربابان آمریكائی، انگلیسی و اروپائی آنها موجود است و از این طریق میخواهند جاده را برای روابط علنی رژیم خونخواران حاكم بر ایران و اربابان استعمارگر آنها هموار كنند
من بارها رسما به بوش اعلام كرده ام كه خواهان حمله نظامی او به ایران نیستم، و روابط او و یا هر دولت دیگر آمریكا با رژیم آدمكش حاكم بر ایران را نیز محكوم میكنم
تنها راه شرافتمندانه موجود برای ایرانیان مخالفت صریح و بی پرده با هر گونه دخالت بیگانگان در امور ایران و ایرانیان است
آگاه باشید كه رژیم بزودی ساخت كلاهكهای هسته ای خود را رسما اعلام نموده و همه این امضاء گیریها صرفا در جهت هموار نمودن راه برای علنی كردن روابط رژیم دست نشانده حاكم بر ایران با اربابان خود میباشد
تا كنون منافع آمریكا و اروپا در ایران و منطقه توسط رژیم دستنشانده جمهوری اسلامی تامین گردیده و از این پس هم هر گونه اقدامات آمریكا، اروپائیان و انگلیس صرفا در جهت حفظ و قدرتمندتر كردن پایه های رژیم فعلی در ایران خواهد بود
و از حالا به بعد هم منافع آمریكا، انگلیس و حتی اروپا در بودن این رژیم در ایران است
این رژیم شیخك تسبیح منافع آمریكا در راستای نظم نوین جهانی، خاورمیانه بزرگ و جهانی سازی سرمایه است
از طرفی هم اصولا آمریكا و انگلیس نه علاقه دارند و نه برای آنها مقرون بصرفه است كه بخواهند كل منطقه را به كام جنگ بكشند زیرا منافع آنها همانطور كه بارها و بارها گفته و نوشته ام در آرامش و سكون در ایران است
در راستای حفظ آرامش و سكون موجود در ایران تلاش دارند با سیاستهای كمیته سیاستگذاری ایران و طرح آنها تحت نام ایران یك تصمیم جدید، كه تلاشی در جهت حفظ ساختار رژیم فعلی در ایران و جلوگیری از انقلاب مردمی در ایران میباشد از وقوع هر گونه نا امنی برای رژیم دستنشانده خود جلوگیری كنند
نتیجتا هر گونه جو سازی در راستای حملات نظامی آمریكا و یا هر دولت دیگری به ایران صرفا در راستای منافع استعمارگران و طول عمر رژیم دستنشانده خونخوار جمهوری اسلامی میباشد
همه ما قلبهایمان برای ایران و ایرانیان عزیز و دربند میتپد و اكثر ما سالها زندان، شكنجه و حتی تیرباران عزیزانمان را صرفا برای ایران و ایرانیان آزاد و سر بلند تحمل كرده ایم
هیچیك از ما خواهان كشتار عزیزانمان توسط اربابان رژیم دستنشانده و ضد بشری جمهوری اسلامی نیستیم
با امضاء این گونه پتیشن ها به فرصت طلبان و استعمارگران اجازه حفظ رژیم دستنشانده شان در ایران و روابط علنی با این رژیم را ندهید
موفق باشید
¤ نوشته شده در ساعت ٤:٠٦ ب.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
شنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٥
متن سخنرانی یادمان شهداء۶۷ در واشنگتن
متن سخنرانی یادمان شهداء۶۷ در واشنگتن
مراسم یادبود قتل عام زندانیان سیاسی توسط “سازمان عفو بین الملل” در دانشگاه جرج واشنگتن شهر واشنگتن دی سی ایالات متحده امریكا جمعه ۲۴ اكتبر ۲۰۰۳ میلادی برگزار گردید و انچه در پی میاید متن سخنرانی “حسین مختار زیبائی” قربانی شكنجه های رژیم ملاهاو یكی از بازماندگان قتل عام زندانیان سیاسی توسط رژیم ضد بشری خمینی در تابستان ۱۳۶۷ میباشد.
لازم بذكر استكه متن این سخنرانی بزبان انگلیسی بوده و همچنین بهمان زبان به تمامی مسئولان دولت ایالات متحده امریكا، سرویسها امنیتی انهاو سازمانهای بین المللی ارسال گردیده.
یك روز پیامی هشدارامیز دوستانه در پست الكترونیكی ام یافتم كه هشدارم میداد “از اقدام به انچه كه ممكن است نامت را در بین لیستهای غیر ضروری بیابی خودداری كن” من پاسخ دادم، دوست عزیز نگران من نباش زیرا در طول ۲۳ سال گذشته نام من همیشه در لیستهای غیر ضروری بوده.
دیروز، جرج واشینگتن “پدر ایالات متحده امریكا” گفت،” من نمیتوانم دروغ بگویم”.
امروز، من میگویم كه اگر میخواستم ان قمار بازی باشم كه یك “آس برنده” برای خود حفظ كند امروز نمیبایست روی این صندلی چرخدار باشم، بنابراین بگذار هر انچه كه میخواهند كنند. حتی اگر میخواهند من را به رژیم ملاها تسلیمم كنند، در زندانم افكنند و یا در حین یكی از اعمال جراحی ام بجای “اكسیژن” یك گاز كشنده استفاده كنند تا بدین وسیله از شرم خلاص شوند. من هرگز گفتن و نوشتن در مورد واقعیات و حقایق را متوقف نخواهم كرد.
امروز من اینجا هستم كه نه برنده باشم و نه صاحب چیزی، بر عكس برای باخت اینجا هستم، باخت همه انچه كه تا به امروز باخته ام، بنابراین امروز اینجا هستم كه وجدان سیاستمتداران جهانی را بیدار كرده و علاوه بر ان، انها را به ان واقعیات و حقایق ایران كه همیشه رهبران جهانی از انها فراری هستند باز گردانم. اگر هنوز وجدان بیداری در جامعه جهانی یافت شود من امروز اینجا هستم تا انرا در نوردیده وبه لرزه افكنم، چرا كه من یك سیاستمدار با منافع زود گذر اقتصادی نیستم، من یك رزمنده ازادیخواه واقعی ام.
امروز اینجا هستم تا یاداور كشتار ایتالیا، اسپانیا و اندونزی باشم. امروز اینجا هستم تا یاداور جنایات هیتلر و فرانكو باشم. امروز اینجا هستم تا یاد اور نسل كشیها ، ادم ربائیهاو قتل عام زندانیان سیاسی ارژانتین، شیلی و بولیوی باشم.
امروز اینجا هستم تا با فریاد در برهوت وجدانها یاد اور باشم خاطره و اهداف شعله های جاودان نامرئی مردان و زنانی را كه برای عقاید خود بپا خواستند. این همه انچیزی استكه من میتوانم برای زنده نگه داشتن مشعل عدالت انجام دهم.
خانمها و اقایان محترم:
قبل از هر چیزی اجازه میخواهم از حضورتان در این كنفرانس تشكر كنم، همچنین فرصت را مغتنم شمرده و از دوستانم كه با تلاشهای خود امكان حضورم در كنار شما را برایم فراهم نمودند ممنون باشم.
اگرچه یاد اوری یكی از وحشتناكترین خاطرات زندگی برایم خیلی درداور است ولی من انرا به انها كه جانهایشان را باختند و یا هم اكنون در زندانها شكنجه های وحشتناك را تجربه میكنند تقدیم میكنم تا افشاگر چهره اخوندهای جنایتكار حاكم بر ایران و حامیان جهانی انها باشد.
علاوه بر نقطه نظراتم، شهادتنامه امروز من حاوی بخشی از زندگینامه ام، پیام ملت ایران از سرزمین مادری ام و توصیه هایم به اولین و تنها ابر قدرت نظامی جهان میباشد.
امروز من اینجا هستم كه علیه تروریست حكومتی ملاهای حاكم بر ایران و حامیان و متحدین جهانی انها اعلام جرم كنم.
بدلیل ذیق وقت عمده صحبتهایم را به قتل عام سال ۶۷ و قربانیانش اختصاص میدهم، قربانیانی كه سیاستمداران كاخ سفید نام انها را در لیست تروریستی خود قرار داده اند مادامی كه قاتلان این قربانیان از دمكراسی و ازادی ایالات متحده امریكا و برخی كشور های عضو اتحادیه اروپا بهرهمند هستند؟!
قبل از اینكه خلاصه ای اطلاعات در مورد خودم را در اختیارتان قرار دهم بطور خلاصه و صادقانه اعلام میكنم كه من یكی از قربانیان تروریسم حكومتی ملاهای ایران و سیاستهای خارجی متحدین جهانی انهااز جمله ایالات متحده امریكا، فرانسه، المان و انگلیس هستم. و انچه كه بر من، خانواده و ملت من واقع گردید با هماهنگی همه دولتهای جهانی صورت گرفته.
در مجموع حد اقل ۶ سال و اندی از دوران زندگی ام را بطور رسمی در زندانها و بازداشتگاههای رژیم ملاها گذراندم همگی را در تهران زندان اوین. طی ان دوران شكنجه های طاقتفرسا جسمی و روحی اعمال شده توسط ماموران و بازجویان وزارت اطلاعات رژیم را تحمل نمودم. بعد ها با یاری خداوند ودوستان دریا دل ایرانیم موفق به خروج از ایران شده و موفق به كسب عنوان پناهندگی سیاسی كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد گردیدم.
از زمان ورودم ۲۵ژانویه ۲۰۰۰ میلادی به ایالات متحده امریكا تا ۶ اگوست ۲۰۰۳ میلادی مجموعا تحت ۲۷ عمل جراحی جهت درمان قسمتهای اسیبدیده بدنم كه نتیجه شكنجه های اعمال شده در اوین میباشند واقع گردیده ام. جراحیهای انجام شده شامل ۱۷ عمل روی سرم بدلیل نشت مایع نخاعی مغزی ام از هر دو گوشم، ۳ عمل جراحی روی سه تا از اروارههایم و ۷ عمل جراحی روی ستون فقرات و نخاعم بوده. در حال حاضر ناتوان جسمی بوده تحت درمان و مجبور به تحمل بسیاری قطعات “تیتانیم” در ستون فقراتم در حالیكه شنوائی ام را نیز از دست داده ام. اما سئوال ساده اینستكه تا چه وقت، برای چه و چه تعداد قربانی دیگر ملت ایران باید تقدیم كند؟! تا چه وقت، چرا و چه تعداد قربانی جامعه بشری كافیست تا سیاستمداران و دولتمردان جهانی را به این اعتقاد برساند كه باید باج دهی به تروریست حكومتی ملاهای ایران را متوقف كنند؟!
وزارت محترم امور خارجه ایالات متحده امریكا با سران رژیم تروریسم حكومتی ایران در خفا ملاقات محرمانه میكنند، در حالیكه سرویسهای امنیتی امریكا بدنبال شناسائی اعضاء شبكه ترورست جهانی میباشند؟!
در ۱۹۸۱ زمانیكه رژیم ملاها پدرم آقای علی مختار زیبائی را تیرباران نمود ایشان ۴۰ ساله و یك سال جوانتر از سنی كه من هم اكنون هستم بود. ایشان افسر جمعی پیگاه یكم شكاری مهراباد تهران بود و در عین حال قهرمان كشتی ارتشهای جهان. زمان اعدام پدرم من حدودا ۱۸ ساله بودم.
از ۱۹۸۱ سال اعدام پدرم تا ۱۹۸۶ رژیم ایران در جستجوی من بود. و من بدلیل زندگی مخفی قادر به دیدار خانواده ام نبودم.
در ۱۹۸۶ من دستگیر و تا ۱۹۹۱ در زندان محبوس بودم. طی ان سالیان سعبانه ترین شكنجه ها را تحمل نمودم تا جائیكه وقتی در سال ۱۹۹۱ از زندان ازاد شدم سمت چپ بدنم نیمه فلج بود. پس از خروج از زندان با خانواده ام بیگانه بودم. زیرا طی سالیان زندان اكثر ممنوع الملاقات بودم. ممنوع الملاقاتی یكی از راههای معمول و ساده شكنجه زندانیان سیاسی و خانوادههای انها بود.
من یكی از حدودا ۹۰۰ بازمانده قتل عام ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی بی دفاع هستم كه بدست رژیم ایران در تابستان ۱۳۶۷ اعدام شدند. اكثر قریب به اتفاق این زندانیان طی ده روز اول بین ماههای جولای و اگوست ۱۹۸۸ قتل عام شدند. این قتل عام با وسایل مختلف از جمله تیر باران، دار و حتی انفجار تی ان تی و نارنجك صورت پذیرفت. این قتل عام در محوطه و همچنین تپه های اطراف زندان اوین واقع گردید.
جالب است بدانید كه همه انها كه امروز در ایران حكومت میكنند مسئول این جنایات هستند زیرا همه انها با همدستی یكدیگر در افرینش این جنایت سهیم بودند. این جالب استكه انها كه جنایات سال ۱۹۸۸را افریدند امروزبه كنفرانس صلح عراق در مادرید اسپانیا دعوت میشوند. جالبتر اینكه این دعوت رسمی از محور شرارت توسط وزارت محترم امور خارجه ایالات متحده امریكاصورت میپذیرد. وزارت محترم خارجه ایالات متحده امریكا در شرائطی از ملاهای ایران دعوت بعمل میاورد كه بیش از ۹۰ درصد اعمال تروریستی ۲۴ سال گذشته مستقیما و یا توسط عوامل وابسته به رژیم ملاها صورت پذیرفته و علاوه بر ان سران این رژیم بدلیل اعمال ضد بشری خود توسط پلیس بین الملل تحت تعقیب كیفری قرار دارند.
خاتمی، رفسنجانی و خامنه ای مغزهای متفكر قتل عام بوده و باید به محاكمه كشیده شوند چیزیكه ایرانیان بالاخره انرا انجام خواهند داد.
بعلاوه اینكه، انها كه در افرینش این جنایات نقش داشتند )اعم از بازجویان، و قاتلان قربانیان( امروز بعنوان زندانیان سیاسی ایرانی از سوی برخی سازمانهای حقوق بشری بین المللی از جمله عفو بین الملل مورد ستایش قرار دارند. لازم است به عفو بین الملل و همه سازمانهای حقوق بشری بین المللی یاد اور شوم كه این افرادقهرمانان دروغین ساخته و پرداخته ملاهای مجرم حاكم بر ایران هستند جهت اغفال افكار عمومی جهانیان و گمراه نمودن افكار غمومی بین المللی از حقایق و مستندات ایران. كه خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل سناریوی جدید ساخته و پرداخته ملاهای عوام فریب با غارت سرمایه های ملی و نفت ملت بی پناه ایران یكی از انهاست.
با پیروی از سیاست عوامفریبانه ملاهای ضد بشر حاكم بر ایران، امروز قاتلان، بازجویان و معاونان مغز های متفكر قتل عام ۱۹۸۸ بعنوان زندانیان و فعالان سیاسی ایرانی مورد ستایش قرار میگیرند كه من بعنوان یك شاهد عینی قضایا بحكم وظیفه وجدانی خود مجبور به افشاءاسامی این افراد به شرح زیر هستم: مسعود بهنود، عیسی سحر خیز، محسن سازگارا، هادی خامنه ای، مجید انصاری، محسن ارمین، محسن میردامادی، بهزاد نبوی، نعیمی پور، سعید حجاریان، عباس عبدی، نصر ا... جهانگرد، سید ابراهیم نبوی، حسین شریعتمدار، اكبر گنجی، مصطفی تاج زاده، شمس الدین وهابی، حمید رضا جلائی پور، علیرضا علوی تبار، هاشم آقاجری، عبد ا... نوری. امید استكه با توجه به افشاء اسامی بالا سازمانهای حقوق بشری و عفو بین الملل نسبت به تصحیح پروندهها و مدارك خود در مورد جدا سازی زندانیان و فعلان واقعی و غیر واقعی سیاسی ایرانی اقدام نمایند. اگر چه من معتعقد هستم كه ملاهای حاكم بر ایران تلاش دارند با نابودی افراد مذكور در بالا هر گونه مدرك و اثار زنده جنایات خود را از بین ببرند. بنابراین بر ماست كه همه تلاش خود را جهت حفظ جان افراد مذكور در بالا بكار بریم تا در اینده بتوان با بكار گیری اقرارها و اعترافات این افراد بیشتر به كنه جنایات ملایان و متحدین انها در ایران پی ببریم.
علاوه بر تجربیات شخصی ام، من شاهد اعمال شكنجه های وحشیانه بدنی و روانی توسط ملاهای جنایتكار بردیگر زندانیان هم بوده ام.
تعدادی از صد ها نفر كه جانهای خود را تحت شكنجه های قرون وسطائی باختند عبارتند از: آقای عباس صحرائی، آقای كورش خاوریان، آقای مهران اصدقی، خانم مینا محمد زاده، ٱقای محمود علی ابرندی و سرهنگ زجاجی و صد ها تن دیگر...
من شاهد كودكانی بودم كه نظاره گر تحمل شكنجه والدین خود بوده اند. من شاهد كودكانی بوده ام كه نظاره گر اجساد اویزان والدین خود از جراثقالها بوده اند. این قصه درد اوری استكه حتی هم اكنون هم همه روزه در تهران و دیگر شهرهای ایران بكرات تكرار میگردد.
بسیاری مواقع بود كه كودكان سالها با مادران خود در سلولهای انفرادی زندگی میكردند در حالیكه از ابتدائیترین امكانات هم بی بهره بودند. از مادرانی خبر داشتم كه چون بدن شكنجه شده انها قادر به تولید شیر نبود پنیر جیره زندان خود را در محلولی از ابگرم و شكر حل نموده و به جای شیر به فرزندان خود میخوراندند. هیچكس نمیداند كه پس از قتل عام سال ۱۹۸۸ چه بر سر این كودكان امد؟!
رژیم اسلامی ایران از سالها قبل در كار پروژه قتل عام همه زندانیان سیاسی بود.خمینی دستور داده بود كه از شر همه زندانیان سیاسی باید خلاص شد. دلیلی نیاز نبود. فرمان قتل همه انها صادر شده بود. مواقعی بودند كه پاسداران و قاتلان از هئیت مرگ میپرسیدند “ایا نیازی به اوردن فوج دیگری از زندانیان جهت بررسی پرونده شان هست”؟ و پاسخ این بود كه،”نیازی نیست همه انها را باید بكشید”.
در یازدهم ژانویه سال ۱۹۸۸ همه زندانیان را در اتاقهای در بسته قرار دادند و ملاقات با خانوادهها ممنوع شد. در واقع در اغازین روزهای ژانویه سخنگویان زندان اعلام داشتند كه،”ما اجازه نخواهیم داد كه مردم شما را همچون قهرمانان خود بر دوشها یشان بلند كنند ما همه تان را خواهیم كشت”.
همه ما میدانستیم چه سر نوشتی در انتظارمان است. زیرا جز مرگ راه دیگری برای انها كه مخالف ملاها هستند وجود ندارد.
از ژانویه تا جولای ۱۹۸۸ نه روزنامه، نه ملاقات با خانواده، نه رادیو، نه استحمام و خیلی مواقع حتی غذا هم در كار نبود.
در هر اتاق بمساحت ۲۴ متر مربع )حدود ۲۲۰ پای مربع( حد اقل ۴۵ زندانی جای داده شد. نهایتا در ۲۹ یا ۳۰ جولای انها قتل عام را شروع كردند. بسیاری از قربانیان روزها گرسنگی كشیده و برخی هم در زمان مرگ تشنه بودند. علاوه بر اینكه تعدادی از انها همچون آقایان كاوه نصاری و محسن محمد باقر بدلیل شكنجه های قبل از مرگ كاملا فلج گشته بودند با برانكار به صحنه اعدام برده شدند.
قتل عام تا اكتبر ۱۹۸۸ ادامه داشت اگر چه بیش از ۹۰ درصد قربانیان در ۱۰ روز اول كشته شدند. اكثر اوقات ما صدای مسلسلهای سنگین را میشنیدیم كه قربانیان را در سالن اعدام زندان هدف قرار میدادند این علاوه بر كار گیری دیگر ادوات اعدام همچون جراثقالها و دیگر تجهیزات دار زدن بود.
با شنیدن صدای انفجار ها از تپه های اطراف اوین بود كه ما پی بردیم كه علاوه بر دار زدن و تیرباران، انها زندانیان را با انفجار تی ان تی و نارنجك قتل عام میكنند.
در اگوست و سپتامبر ۱۹۸۸ انها دوبار من را به كمیته مرگ بردند. بار اول سئوالشان این بود كه،”نظرت در مورد اعدام پدرت را بگو”؟ من پاسخ دادم، طلف نموده و خودتان را در جایگاه من قرار دهید و اجازه دهید من نظر شما در مورد اعدام پدرتان را بپرسم، هر چه پاسخ شما به این سئوال بود پاسخ من هم به سئوال شما همان خواهد بود. قبل از اینكه حرفم تمام شود وزیر اطلاعات وقت گفت،”بكشیدش”.
با توجه به ان دستور زنده ماندن من به یك معجزه شباهت دارد. یكی از بستگان پدری كه از مردان بانفوذ در رژیم بود توانست با بكار گیری حكم ازادیم كه توسط منتظری صادر شده بود جلو اعدامم را بگیرد. منتظری در انزمان جانشین خمینی بود.
بار دوم در سپتامبر به ۲۰۹ زندان اوین برده شدم. انروز من صدای شهید “داوود زرگر” را میشنیدم كه میگفت،”پاسداران، من اماده مرگم، پس چرا نمیائید؟ ایا میترسید”؟ همچنین من شاهد بودم صدای شهید “رضا بهمن ابادی” را كه در سلول مرگ خود سرود ازادی را سر داده بود.اما انچه كه انروز من را بیش از همه تحت تاثیر قرار داد كودكانی بودند كه در پی مادران خود یعنی زنانیكه میرفتند جانهای خود را فدیه ارمانهای سیاسی وایدئولوژیكی خود كنند گریه میكردند. حتی سالها بعد هم كه خارج از زندان بودم هیچیك از دوستانم نمیدانستند كه چه بر سر ان كودكان امده.
در ۱۹۹۰ نماینده كمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای اولین بارجهت سر كشی به وضعیت زندانها به ایران سفر كرد. رژیم ملاها همه ما ۹۰۰ نفر را از دید انها مخفی نمود و بجای ما پاسداران خود و دیگر زندانیان عادی را بعنوان زندانیان سیاسی به هئیت سازمان ملل معرفی نمود. خوشبختانه از انجا كه هئیت سازمان ملل اسامی و عكس چند تن از زندانیان سیاسی باز مانده از قتل عام را داشت و مهمتر اینكه هئیت اصرار به ملاقات با او داشت و از طرفی هم رژیم كه غافلگیر شده بود نمیتوانست جایگزینی برای او پیدا كند نهایتا بواسطه همین فرد هیئت سازمان ملل موفق به یافتن ما گردید. پس از یافتن ما هیئت سازمان ملل جهت حفظ جانمان اقدام به تهیه كارتكسهای ویژه برای ۹۰۰ بازمانده همراه عكسهایمان نمود.
علی رغم همه این تمهیدات، بعدا ها جهت از بین بردن هر گونه دلیل و مدرك زنده و برای جلوگیری از افشاء واقعیات موجود در مورد قتل عام و همچنین حقایق زندانهای سیاسی كشور، رژیم تصمیم به نابودی همه بازماندگان قتل عام گرفت.تعدادی از بازماندگان قتل عام توسط سرویسهای امنیتی رژیم ملاها با حوادث ساختگی همچون تصادف از به قتل رسیدند. طبق تجربیات شخصی ام اسامی تعدادی از قربانیان این دوره شامل افراد بشرح زیر میباشند. آقای سیامك طوبائی، آقای جواد تقوائی گاهی، آقای حسن افتخار جو، آقای مهدی پور اقبال، آقای بهنام مجد ابادی، آقای هوشنگ محمد رحیمی، آقای ابراهیم طاهری، آقای مهرداد كمالی، آقای علامه ژیان، آقای مهرزاد حاجیان، آقای علی اصغربیدی، آقای سیاوش ورزش نما، آقای مرتضی علیان نجف ابادی، آقای امیر غفوری، آقای محمود میدانی، آقای جلال مبینی زاده، خانم زهرا افتخاری، آقای جواد صفار، خانم محبوبه بهادری، خانم زهره مظاهری، خانم افسانه طهماسبی، آقای احمد آقائی.
علاوه بر اینها خیلی از خانواده قربانیان هم جانهای خود را باخته اند كه تنی چند از انها بشرح زیر میباشد. خانم زهره جمشیدی، خانم مریم فتحعلی اشتیانی، آقای محمود حیاتی، آقای ید ا... پاكنهاد، آقای حمید نادری، آقای رحمان شیخی و همسرایشان، آقای مهرداد كلانی.
اگر چه من نیز قرار بود یكی از قربانیان این دوره از قتلها باشم ولی بخواست و كمك خداوند با كمك دوستان دلاور ایرانی ام و همچنین به یمن سخاوتهای ملتهای تركیه و ایالات متحده امریكا هنوز زنده هستم.
با توجه به توضیحات داده شده در مورد جرائمشان، اگر مقاومت مسلحانه در برابر دیكتاتوری رژیم خمینی كه مانند یك غده سرطانی بر پیكره جامعه بشری است تعریفش تروریسم میباشد، این مایه افتخار من است كه یك تروریست نامیده شوم.
بنابراین توصیه های من كه ضمنا خواسته های اكثریت قریب به اتفاق ملت ایران نیز هست به ریاست جمهور محترم ایالات متحده امریكا بشرح زیر میباشند.
اولا،جهت تضمین و ابقای منافع اینده ایالات متحده در ایران اینده و همچنین دوباره سازی اعتماد از دست رفته ملت ایران شما باید نام رزم اوران و ازادیخواهان ایرانی را از لیست تروریستی خود خارج نمائید و بخاطر داشته باشید انچه كه ازادیخوان ایران امروز انجام میدهند دقیقا همانی استكه “پدر ایالات متحده امریكا” “جرج واشینگتن” در حال انجامش بود زمانیكه ارتش اروپا را در جنگ كسب استقلال علیه استعمار انگلیس رهبری میكرد)البته اگر وزیر محترم خارجه ایالات متحده امریكا تصمیم به قرار دادن نامش در لیست تروریستی خود نگیرد(.
دوما، از وزیر محترم خارجه تان بخواهید تا از حمایتهای خود از تروریسم حكومتی ملاهای حاكم برایران دست برداشته و هر گونه ایجاد رابطه بااین رژیم كه با توجه به كارنامه بمبگذاری در پایگاههای نظامی ارتش ایالات متحده امریكا، اقدام به ترور ۴۵۰ تن از اعضاء و هواداران اپوزوسیون مخالف خود در اقصی نقاط جهان، نمیتواند شریك قابل قبولی برای سیاستهای خارجی ایالات متحده امریكا باشد را متوقف نموده و طلفا تجربیات ایران گیت و ایران كنترا را فراموش نفرمائید.
سوما، هر گونه اقدامات و عملكرد اعضاء سرویسهای امنیتی رژیم ایران در امریكا را متوقف نمائید و روابط موجود فعلی بین سرویسهای امنیتی ایالات متحده امریكا و امنیتیهای رژیم ایران را خاتمه دهید. چهارما، دلالان و رابطان سیاسی امریكائی رژیم ایران را به افكار عمومی ملت امریكا معرفی نموده و هر چه زودتر همه انهائی را كه اخیرا تجهیزات و ادوات پیشرفته نظامی شامل سیستمهای رادار الكترونیكی و سیستمهای هدایت موشكی به رژیم ایران فروخته اند را به دادگاهها ی ایالات متحده امریكا كه هیئت ژوری ان ملت امریكا میباشد تسلیم نمائید.
و نهایتا اینكه توجه داشته باشید كه ملت ایران بیدار، اگاه و هوشیار هستند بخصوص در مورد بازیهای عوامفریبانه به اصطلاح اصلاح طلبان ایرانی و همدستان و تنی چند از متحدان امریكائی انها در بازیهائی همچون بازی گمراه كننده شیرین عبادی قهرمان كاذب حقوق بشری رژیم ملاها كه متاسفانه چند تن سیاستمداران كاخ سفید با حمایت خود از این بازی شریك جرم عوامفریبیهای ملاهای دجال ایران شده اند قدردانی نكرده و اكثریت قریب به اتفاق ملت ایران به این باور هستند كه بازی گمراه كننده شیرین عبادی بازی بود كه سیاستمداران فرانسوی و انگلیسی با بهره جوئی ازحمایتهای سیاستمداران امریكائی كاخ سفید در ایران اجرا كردند، بنابراین این بازی هم تمام است مثل همه بازیهای ۲۴ سال گذشته در ایران.
این دهه ۵۰، ۶۰، ۷۰ نیست این سال ۲۰۰۳ است و ما مجبور هستیم بجای ایستادن در برابر خواست ملتها به این خواسته ها احترام گذاشته و به انها جامعه عمل بپوشانیم. لطفا توجه داشته باشید كه رژیم ایران در حال وقت كشی میباشد تا با ایجاد فرصت مناسب پروژههای سلاحهای كشتار جمعی خود را تكمیل نماید و مستند بر منابع موثق خبری ام از سیستمهای درونی رژیم ایران، این رژیم قادر بوده مراكز اصلی و مهم تاسیسات هسته ای و كشتار جمعی خود را از دسترسی بازرسان سازمان انرژی اتمی پنهان نماید.
همچنین ملاها به ریش زود باوریهای مهمانان اخیر اروپائی خود میخندیده اند بنابراین شما بخود ائید و اجازه ندهید كه ملاها به شما در خفای خود بخندند.هر چه زودتر اقدام به پاكسازی سرویسهای امنیتی ایالات متحده امریكا از عوامل نفوذی سرویسهای امنیتی ملاهای ایران نمائید و توجه داشته باشید كه سرویسهای امنیتی ایالات متحده امریكا كاملا با ماموران ایرانی احاطه گردیده اند.
خواست نهائی من از عفو بین الملل محكومیت همه دولتها و متحدان رژیم تروریست حكومتی ملاهاست.
فریاد من امروز پژواك خشم ملت ستمدیده ایران است. خواست من از ملت ایالات متحده امریكا انها كه به مهربانی و ازادی باور دارند و انها كه زندگی انسانی را ارج مینهند. من امروز به شما متوسل میشوم كه بخاطر انسانیت و بخاطر میلیونها انسان كه در ایران زجر كش میشوند از دولت خود بخواهید از حمایت رژیم تروریستی، فاشیستی و ضد بشری حاكم بر ایران دست كشیده و با اینكار از تلاشهای ملت ایران برای رسیدن به ازادی و دمكراسی حمایت كنید.
سرنگون باد تروریسم حكومتی ملاهای حاكم بر ایران و متحدین و حامیان جهانی انها
خانمها و اقایان محترم یكبار دیگر از همه توجهات و مهربانیهای شما صمیمانه متشكرم.
ارادتمند شما
حسین مختار زیبائی.
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٢٢ ق.ظ توسط حسین مختار زیبائی Hossein Mokhtar Zebaei
